صد نفر ، هزار نفر يك ميليون نفر اينها همه و همه مقادير متناهى هستند . يا در مسئلهء جزء لا يتجزى مىگويند هر جزء ، بىنهايت بالقوه تقسيم مىپذيرد ، لكن هر مقدار كه بالفعل و خارجاً تقسيم بپذيرد مقدار محدود و متناهى است . از اين رو سلسلهء اعداد يا تقسيمها در جزء لايتجزى گرچه بىنهايت است اما چون آنچه از اين مقدار غير متناهى موجود مىشود عدد متناهى است ، لذا تسلسل در اين موارد محال نيست .
شرط دوم آن است كه اجزاء ، اجتماع در وجود داشته باشند . پس اگر اجتماع در وجود نداشتهباشند مانند حوادث زمانى ، اين تسلسل محال نيست . قابل ذكر است كه در اين كه حوادث زمانى ، عدد غير متناهى دارد يا متناهى اختلاف است . جمعى كه قائل هستند زمان آغاز و انجام دارد طبعاً حوادث زمانى را متناهى مىدانند در اين صورت مثال حوادث زمانى خارج از بحث مىگردد . اما كسانى كه حوادث زمانى را غير متناهى مىدانند به دليل آنكه اين حوادث با يكديگر جمع نمىشوند بلكه با وجود حادث جديد حوادث قبلى به تدريج از بين مىروند تسلسل محال در اين مورد نيز فاقد شرط دوم كه اجتماع در وجود است مىباشد .
و اين مورد از قلمرو بحث تسلسل محال خارج است ، زيرا آنچه از اين حوادث بالفعل اجتماع در وجود دارد مقدار محدود و متناهى از آن است نه مقدار غير متناهى .
شرط سوم ترتب و وابستگى اجزاى سلسله است . در حقيقت اين شرط ، مقوّم معناى تسلسل است . به اين معنا كه اگر وابستگى و پيوستگى ميان اجزاى يك مجموعه نباشد سلسله از آن به وجود نمىآيد . پس سلسله در جايى است كه رابطهء علّى و معلولى ميان آحاد آن وجود داشتهباشد در غير اين صورت آحاد و اجزاء از هم گريخته خواهندبود و تسلسلى به وجود نخواهد آمد .
از مجموع بيانات فوق نتيجه مىگيريم كه التزام به سه شرط فوق از آن جهت است كه تسلسل غيرمتناهى با فقدان يكى از اين سه شرط متحقق نخواهد گشت ، تا اين كه محل جريان ادله امتناع تسلسل باشد . حال اگر شرط اول و دوم موجود ، نبود اگر چه
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٣