تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
از ماده و صورت باشد باز به نوبهء خود مادهء او مركب از ماده و صورتى ديگر باشد و همين طور هر ماده‌اى مادهء ديگر داشته‌باشد تا بىنهايت . همانطور كه محال است صورت او صورت ديگر داشته‌باشد بدين ترتيب كه صورت او مركب از ماده و صورت ديگرى باشد و صورتِ صورت ، خود مركب از ماده و صورت ديگر باشد تا بىنهايت . در اين مورد هم براهين قبلى تحقق چنين سلسله‌اى از ماده و صورت غير متناهى را محال مىداند .

تسلسل در اجزاء ماهيت نيز محال است

متن ويتبيّن بذلك أيضاً استحالة التسلسل في أجزاء . . . تعقّلها ، وهو باطل . ترجمه از بيانات فوق ، تسلسل در اجزاى ماهيت نيز باطل مىگردد . مانند آن كه براى جنس ، جنس ديگرى تا بىنهايت باشد يا براى فصل ، فصل ديگرى تا بىنهايت باشد . دليل مطلب ، اين است كه جنس و فصل همان ماده و صورت كه به نحو لابشرط ملاحظه مىشوند هستند . مضافاً بر اين كه اگر ماهيت واحدى از اجزاى بىنهايت تركيب يافته باشد تعقل آن ماهيت محال است و چنين چيزى باطل است . شرح گفتيم تركيب جسم از ماده و صورت‌هاى بىنهايت محال است . زيرا جسمِ محدود ، از اجزاى محدود پديد مىآيد . حال مىگوييم كه تركيب ماهيت از جنس و فصل‌هاى بىنهايت نيز محال است . زيرا جنس و فصل همان ماده و صورت كه به نحو لا به شرط ملاحظه مىشوند هستند . پس به همان دليلى كه ماده و صورت‌هاى بىنهايت نمىتواند مقوّم جسم باشند جنس و فصل‌هاى بىنهايت نيز نمىتوانند مقوم يك ماهيت نوعى باشند .