حال كه واجب تعالى علت تامه است و عالَم حادث زمانى مىباشد ، چرا عالَم در يك مقطع موجود شده و در ديگر مقاطع موجود نمىباشد و به عبارت ديگر مُرجِّح حدوث در يك زمان دون زمان ديگر چه بودهاست در حالى كه علت در تمام زمانها نسبت به معلول ، عليت تامه داشتهاست . جوابهاى مختلفى كه ذيلًا بدان اشاره مىشود از ناحيهء ايشان ارائه شدهاست .
توجيهات متكلمين در مرجّح حدوث عالم
متن
ولذلك اختار قوم أنّ فعل المختار لا يحتاج . . . الوقت دون غيره .
ترجمه
و از اين رو جمعى قائل شدهاند كه فعل مختار به مرجح نياز ندارد جمع ديگرى گفتهاند كه اراده به ذات خود مرجح است و با وجود آن به مرجح ديگرى نياز نيست .
جمع ديگرى اين نظر را اختيار كردهاند كه واجب تعالى عالم به جميع معلومات است آنچه را مىداند كه ممكن است وواقع مىشود آن را انجام مىدهد و آنچه را مىداند كه محال است و واقع نمىشود آن را انجام نمىدهد .
گروهى ديگر گفتهاند كه افعال او تابع مصالح است گرچه ، عالِم به آن مصالح نيستيم ، بنابراين هر يك از افعال او كه قرين مصلحتى است به گونهاى كه اگر آن فعل را در آن وقت به جا نياورد آن مصلحت فوت مىشود ، آن فعل را در آن وقت نه وقت ديگر به جا مىآورد .
شرح
همان گونه كه اشاره شد عبارت فوق پاسخ به اين سؤال است كه حال كه خداوند علت تامه است و عالَم به معناى ماسوى اللَّه حادث زمانى است پس چه دليلى وجود دارد كه عالم در يك مقطعى موجود شد و در ديگر مقاطع موجود نشد ، و به عبارت ديگر مرجح حدوث عالم و اختصاص حدوث به وقتى دون وقت ديگر چه بود ؟