تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
حال كه واجب تعالى علت تامه است و عالَم حادث زمانى مىباشد ، چرا عالَم در يك مقطع موجود شده و در ديگر مقاطع موجود نمىباشد و به عبارت ديگر مُرجِّح حدوث در يك زمان دون زمان ديگر چه بوده‌است در حالى كه علت در تمام زمان‌ها نسبت به معلول ، عليت تامه داشته‌است . جواب‌هاى مختلفى كه ذيلًا بدان اشاره مىشود از ناحيهء ايشان ارائه شده‌است .

توجيهات متكلمين در مرجّح حدوث عالم

متن ولذلك اختار قوم أنّ فعل المختار لا يحتاج . . . الوقت دون غيره . ترجمه و از اين رو جمعى قائل شده‌اند كه فعل مختار به مرجح نياز ندارد جمع ديگرى گفته‌اند كه اراده به ذات خود مرجح است و با وجود آن به مرجح ديگرى نياز نيست . جمع ديگرى اين نظر را اختيار كرده‌اند كه واجب تعالى عالم به جميع معلومات است آنچه را مىداند كه ممكن است وواقع مىشود آن را انجام مىدهد و آنچه را مىداند كه محال است و واقع نمىشود آن را انجام نمىدهد . گروهى ديگر گفته‌اند كه افعال او تابع مصالح است گرچه ، عالِم به آن مصالح نيستيم ، بنابراين هر يك از افعال او كه قرين مصلحتى است به گونه‌اى كه اگر آن فعل را در آن وقت به جا نياورد آن مصلحت فوت مىشود ، آن فعل را در آن وقت نه وقت ديگر به جا مىآورد . شرح همان گونه كه اشاره شد عبارت فوق پاسخ به اين سؤال است كه حال كه خداوند علت تامه است و عالَم به معناى ماسوى اللَّه حادث زمانى است پس چه دليلى وجود دارد كه عالم در يك مقطعى موجود شد و در ديگر مقاطع موجود نشد ، و به عبارت ديگر مرجح حدوث عالم و اختصاص حدوث به وقتى دون وقت ديگر چه بود ؟
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 155 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى