به سؤال فوق جوابهاى مختلفى دادهشدهاست . جمعى از متكلمين گفتهاند كه فاعل مختار در انجام فعل خود مطلقاً نياز به مرجح ندارد . او مىتواند هر فعلى را گرچه گزاف باشد انجام دهد در فعل او نياز به رجحان فعل وجود ندارد . برخى ديگر گفتهاند ارادهء فاعل مختار مرجح فعل است . يعنى همين كه فاعل مختار چيزى را اراده مىكند و ارادهء او به انجام كارى تعلق مىگيرد اين در ترجيح جانب فعل كافى است و به مرجح ديگرى نياز نيست .
نظريه سوم مىگويد : علم خداوند مرجح حدوث عالم است به اين معنا كه چون او علم به حقايقى دارد كه ممكن الوجود هستند و مىتوانند در عرصهء ممكنات حادث شوند و همچنين علم دارد به آنچه كه غير ممكن و محال هستند از اين جهت امور ممكن موجود مىشوند و امور محال موجود نمىشوند ؛ زيرا اگر غير از اين شود يعنى آنچه واقع شدنى است واقع نشود يا آنچه را كه مىداند واقع نمىشود واقع شود ، علم خداوند جهل مىشود . بنابراين مرجح حدوث در فلان وقت ، علم خداوند به وقوع آن فعل ، در آن وقت معين مىباشد .
گروه چهارم مصلحت را عامل ترجيح فعل در زمانى دون زمان ديگر قلمداد كردهاند و چنين گفتهاند كه افعال الهى تابع مصالح است . هر يك از افعال قرين مصلحت فوتى هستند و بايد در وقت خودشان موجود شوند موجود مىشوند ؛ زيرا اگر نشوند آن مصلحت از بين مىرود . بنابراين مرجح حدوث هر يك از اجزاى عالم ، مصلحت مقارن فعل است . لكن همهء اين توجيهات گفتههاى ناصحيحى هستند و به زودى مؤلف پاسخ همه را خواهند فرمود .
معناى اختيار در واجب تعالى
متن
قلت ، معنى كونه ( تعالى ) فاعلًا مختاراً أنّه . . . ينافي كونه مختاراً فيه .