دو پاسخ به اشكال
متن
وهو خطأٌ ، فليس الإنسان الفاعل باختياره . . . كلِّ شيءٍ لكلِّ شيءٍ .
ترجمه
ادعاى فوق سخن غلطى است ؛ زيرا انسانى كه فاعل بالاختيار است علت تامهء فعل نيست ، بلكه او علت ناقصه است و براى آن فعل ، علل ناقصهء ديگرى نيز وجود دارد ، مانند ماده و حضور آن ، و اتحاد زمان حضور آن با زمان انجام فعل ، سلامت جوارح كارگزار و فرمانبرى آن ، انگيزهء انجام فعل و اراده و امور فراوان ديگرى كه وقتى با هم مجتمع شدند علت تامه تحقق مىيابد و با وجود آن فعل واجب مىگردد .
اما انسان به تنهايى جزئى از اجزاى علت تامه است كه نسبت فعل به آن به امكان است نه وجوب ، لكن سخن در ايجاب علت تامه است نه هر علتى ( ولو آن كه ناقصه باشد ) .
مضافاً بر اين كه تجويز مساوى بودن نسبت فاعل مختار به فعل و ترك انكار رابطهء عليت است كه لازمهء آن تجويز عليت هر چيز براى هر چيز و معلوليت هر چيز براى هر چيز ديگر مىباشد .
شرح
مؤلف حكيم رحمه الله در پاسخ به اشكال فوق مىفرمايد : اين كه تصور شده كه انسان در افعال اختيارى خودش مانند خوردن و نوشيدن و راه رفتن و غيره عليت تامه دارد ، سخن نادرستى است ؛ زيرا انسان به تنهايى علت ناقصه بوده قبل از انضمام ساير اجزاى عليت ، صدور معلول از او محال است .
به عنوان مثال نوشيدن يك ليوان آب را مورد لحاظ قرار مىدهيم . اگر انسان باشد اما ماده كه فى المثل آب است نباشد شرب آب تحقق نمىگيرد و همچنين اگر انسان و آب باشد اما آب نزد انسان حضور نداشته باشد بلكه در اعماق زمين باشد باز شرب تحقق نمىيابد . باز اگر انسان و آب و حضور آن حاصل باشد اما ارادهء انسان يا سلامت