تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
علتى كه از او وجود خود را مىستاند در افاضهء وجود خود تأثير گذارده‌است كه محال بودن اين معنا بديهى است زيرا معلول مرتبه‌اى متأخر و ضعيف‌تر از علت دارد . چگونه متأخر و ضعيف مىتواند در متقدم و قوى اثر بگذارد . بنابراين مختار بودن واجب تعالى منافاتى با حتميت و وجوب تحقق معلول‌هاى او ندارد . همان گونه كه وجوب تحقق معلول‌هاى او ، منافاتى با اختيارى بودن افعال او ندارد ؛ زيرا اين ايجاب و الزام از ناحيهء خود او كه علت تامه است مىباشد نه اين كه ايجابى بر او باشد تا سلب اختيار از او كند . به عبارت ديگر ايجاب و الزام از واجب تعالى است نه بر واجب تعالى .

پاسخ به اشكال قديم بودن عالم

متن وأمّا حدوث العالم - بمعنى ما سوى الواجب - حدوثاً . . . زمانيّاً خارجاً من الزمان . ترجمه و اما راجع به حدوث عالم - عالم به معناى آنچه غير از واجب الوجود است - آن هم حدوث زمانى ، ( بايد بگوييم كه ) معناى حدوث عالم به حدوث زمانى اين است كه عالم مسبوق به قطعه‌اى از زمان است كه آن قطعه خالى از عالم مىباشد . و در آن زمان جز واجب الوجود نيست و هنوز از عالم خبر و اثرى نيست ، در حالى كه طبيعت زمان طبيعت كمّى و ممكن الوجودى كه معلول واجب تعالى است مىباشد . پس خود زمان هم از جمله اجزاى عالم محسوب مىشود و معنا ندارد كه عالم - در حالى كه زمان از جمله اجزاى اوست - حادث زمانى بوده مسبوق به عدم زمانى باشد در حالى كه قبل از اين ، موجود زمانى كه خارج از زمان باشد قابل تصور نيست . شرح در واقع اين فقره پاسخ به اشكال دوم متكلمين است ، متكلمين مىگويند اگر انفكاك علت تامه از معلول محال باشد لازم مىآيد اولًا كه معلول واجب هميشه
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 158 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى