تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
باز شدن در كه معلول علت خود است بدون تحقق علت خود حاصل شود ؛ از اين رو مىگوييم تخلف علت از معلول و بالعكس محال و معيت و تقارن آن دو لازم است .

اشكال بر عدم جواز انفكاك علّت از معلول

متن وأمّا حديث الأختيار ، فقد زعم قوم أنّ الفاعل . . . إيجاب ، لتساوي النسبة . ترجمه اما راجع به اختيار ، جمعى چنين پنداشته‌اند كه فاعل مختار مانند انسان نسبت به افعال اختيارى خود علت تامه‌اى است كه به فعل و ترك نسبت مساوى دارد . از اين جهت او مىتواند هر يك از اين دو را كه بخواهد ترجيح دهد . بدون آن تحقق فعل يا ترك الزامى داشته‌باشد چون نسبت او به هر دو على السويه است . شرح برخى از متكلمين گمان برده‌اند كه انسان در هر حال نسبت به افعال اختيارى خود عليت تامه دارد ، به دليل آن كه اگر بخواهد فعل را به‌جا آورد ، به‌جا مىآورد و اگر بخواهد آن را ترك كند ترك مىكند ، پس عليت او نسبت به فعل و ترك تمام و على السويه است . لكن گاهى جانب فعل را ترجيح مىدهد و گاهى جانب ترك را ، بدون آن كه تحقق فعل يا ترك با مسبوق بودن علت تامه محكوم به الزام يا ايجاب گردد . نتيجه مىگيريم كه انفكاك وجدايى علت از معلول كه شما آن را محال مىدانستيد امر ممكنى است ؛ زيرا در افعال اختيارى انسان ، علت كه انسان است مىتواند بدون تحقق افعال او موجود گردد و در زمانى ديگر معلول آن موجود شود . از اين رو انسان كه علت است از افعال اختياريش كه معلول اويند مىتواند منفك و جدا شود .