* ( « أَمْ يَقُولُونَ افْتَراه قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِه . . . » ) *
كلمه « أم » دو قسم است : يكى متصله مثل اينكه بگوئيم : « أهذا زيد ام عمرو - آيا اين شخص زيد است و يا عمرو » قسم دوم منقطعه كه به معناى « بلكه » است ، و در آيه مورد بحث به معناى دوم آمده مىفرمايد : « بلكه مىگويند او خودش قرآن را ساخته و پرداخته و به خدا افتراء بسته » ، و ضمير « ها » در كلمه « افتراه » و كلمه « مثله » به قرآن بر مىگردد . و اينكه فرموده :
« بگو اگر چنين است سوره اى مثل قرآن بياوريد » خود شاهد بر اين است كه كلمه « قرآن » همانطور كه بر همه اين كتاب آسمانى اطلاق مىشود بر سوره اى از آن نيز اطلاق مىشود ، هم كثير آن قرآن است و هم قليلش .
و معناى آيه اين است : به كسانى كه مىگويند « افتراه » بگو : اگر شما در اين ادعايتان صادقيد يك سوره به مثل اين قرآن كه به قول شما افتراء شده بياوريد ، حتى اگر نتوانستيد خود به تنهايى اين كار را انجام دهيد ، مىتوانيد از تمامى خلائق تا آنجا كه دسترسى داريد كمك بگيريد ، چون اگر اين قرآن كلامى باشد مفترى ، قهرا كلامى از كلامهاى بشرى خواهد بود و بايد بشر بتواند مثل آن را بياورد .
و خواننده محترم توجه دارد كه اين آيه شريفه تحدى روشنى است ، آن هم تحدى به آوردن يك سوره هر قدر هم كه كوچك باشد ، چون كلمه « سوره » هم به سوره طويل اطلاق مىشود ، و هم به سوره قصير و كوتاه .
و از اينجا روشن مىشود كه اولا تحدىاى كه در اين آيه شده تحدى به سوره معينى نيست ، چون منظور مشركين از اينكه گفتند : « آن را به خدا افترا بسته » جاى معينى از قرآن نبوده ، بلكه منظورشان همه قرآن بوده ، و قرآن كريم آنان را تكليف كرده به اينكه يك سوره بياورند كه مثل همين قرآنى باشد كه مىگويند به خدا افتراء بسته شده ، و معلوم است كه منظور آنان اين است كه همه قرآن به خدا افتراء بسته شده ، نه بعض معينى از آن .
پس نبايد به گفته بعضى از مفسرين « 1 » گوش داد كه گفتهاند : نكره آوردن - يعنى بدون الف و لام آوردن كلمه - « سوره » به منظور تعظيم و يا تنويع بوده و منظور اين است كه كفار سوره اى بياورند كه شبيه باشد به سوره اى از سوره هايى كه در آن داستان انبياء و اخبار تهديدآميز دنيايى و آخرتى آمده ، نه سوره اى كه مشتمل بر امر و نهى باشد ، زيرا كسى كه افتراء مىبندد خبرى را به دروغ به خداى تعالى نسبت مىدهد ، و امر و نهى كه خود از مقوله انشاء است افتراء بستنى
هامش
( 1 ) تفسير المنار ، ج 11 ، ص 369 .