« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَه يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُه يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوه مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ » « 1 » .
و اين مؤيد گفتارى است كه ما در تفسير آيه : « ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِيلِه وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا اللَّه » « 2 » در جلد سوم اين كتاب آورديم ، و گفتيم : منظور از تاويل در عرف قرآن آن حقيقتى است كه امرى از امور و معنايى از معانى از قبيل احكام ، يا معارف و يا قصص و يا غير اينها به آن حقيقت تكيه دارد ، حقايق واقعىاى كه خود از مقوله معناى الفاظ نيست . و نيز گفتيم كه تمامى قرآن و معارف و احكام و اخبارى كه در قرآن هست و غير اينها هر چه كه در قرآن كريم آمده براى خود تاويلى دارد .
و مؤيد ديگر اين معنا جمله بعد از جمله مورد بحث است كه مىفرمايد : * ( « كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » ) * چون كه جهل مشركين مكه به تاويل قرآن را تشبيه كرده به جهل مشركين در امتهاى قبل ، كه آنها نيز دعوت انبياى خود را تكذيب كردند ، به خاطر اينكه احاطه علمى به تاويل دستورات آنان نداشتند . پس ، معلوم مىشود آنچه ساير انبياء هم آورده بودند تاويل داشته ، چه معارفى كه آوردند و چه احكامشان ، هم چنان كه معارف قرآن و احكام آن نيز تاويل دارد ، بدون اينكه اين تاويل از قبيل مفاهيم و معانى الفاظ باشد و آنها كه تاويل را از مقوله معانى الفاظ پنداشتهاند پندارشان صرف توهم است .
پس ، حاصل معناى آيه اين شد كه اين مشركين كه به قرآن نسبت مىدهند كه ساخته و پرداخته غير خدا است ، و به ناحق به خدا نسبت داده شده ، اين افتراى مشركين مثل افتراى مشركين و كفار از امتهاى سابق است كه در معارف و احكامى كه دعوتهاى دينى متضمن آن بود به امورى برخوردند كه احاطه علمى به آن نداشتند ، تا يقين به آن پيدا نموده تصديقش كنند ، و همين جهلشان وادارشان كرد به اينكه آن امور را تكذيب كنند ، و چون فرا رسد آن روزى كه در آن روز تاويل آن امور رخ مىنمايانند و حقيقت آنها روشن مىگردد ، آن وقت ناگزير مىشوند به ايقان و تصديق به آن امور و آن روز روز قيامت است كه پرده هاى جهل از روى حقايق كنار
هامش
( 1 ) آيا در ايمان آوردن به قرآن منتظر آنند كه تاويلش بيايد ؟ در حالى كه در آن روز كه تاويلش مىآيد همينها كه قبلا آن را از ياد برده بودند مىگويند : فرستادگان پروردگار ما كه به سوى ما آمدند درست مىگفتند ، و از ناحيه خداى تعالى دين حق آورده بودند و ما به ناحق آن را تكذيب كرديم ، حالا امروز آيا از شفعاء كسى هست كه ما را شفاعت كند ؟ و يا ممكن است ما به دنيا برگرديم تا رفتارى داشته باشيم غير آنچه كه داشتيم . « سوره اعراف ، آيه 53 »
( 2 ) « سوره آل عمران ، آيه 7 » .