تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
هدايت كرده در باره فاسقان نيز اين قضاى حتمى را رانده كه ايمان نياورند ( 33 ) . ( به ايشان ) بگو : آيا از شركاى شما كسى هست كه خلقت موجودى را آغاز كند و بار ديگر او را زنده بسازد ؟ بگو تنها خدا است كه خلق را مىآفريند و پس از مردن دوباره زنده مىكند ، با اينحال چرا از حق روىگردان مىشويد ( 34 ) . ( و نيز ) از ايشان بپرس آيا از شركاى شما كسى هست كه به سوى حق هدايت كند ؟ بگو كه تنها خدا به سوى حق هدايت مىكند ، آيا با اين حال ، كسى كه به سوى حق هدايت مىكند سزاوارتر است كه مردم پيرويش كنند ، و يا كسى كه خودش راه به جايى نمىبرد مگر آنكه ديگرى هدايتش كند . پس شما را چه شده و چگونه حكم مىكنيد ؟ ( 35 ) . بيشترشان جز خيال و پندار را پيروى نمىكنند ، با اينكه پندار به هيچ وجه حق را اثبات نمىكند ، ( پس بدانند كه ) خدا بدانچه مىكنند دانا است ( 36 ) . بيان آيات اين آيات حجتهايى است قاطع بر ربوبيت خداى تعالى ، و رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه اين حجتها را عليه مشركين اقامه نمايد . و اين حجتها سه حجت است كه از نظر دقت و متانت داراى ترتيبند : حجت اول از راهى اقامه شده كه وثنىها و بتپرستان آن را معتبر مىدانستند ، چون بتپرستان با پرستش بتها ارباب بتها را مىپرستيدند ، كه به عقيده آنان مدبر عالم كون بودند و هر يك از آن ربهاى گوناگون را به خاطر تدبير خاصى كه آن رب دارد مىپرستيدند تا رضايت او را جلب نموده ، از بركات مخصوصى كه آن رب داشت بهره مند شده ، از خشم و عقوبتش ايمن گردند ، مثلا ساكنان لب درياها رب دريا را مىپرستيدند و ساكنان كوهستانها رب كوه ها را و ساكنان بيابانها رب بيابانها را ، و همچنين اهل هر رشته از علوم و صناعات و اهل جنگ و غارت و هر طائفه اى ديگر رب آنها را مىپرستيدند كه تدبير آن رب با هدفى كه آنان از عبادت داشتند تناسب داشت ، تا آن رب از پرستنده خود راضى شود و با رضايت خود بركاتش را بر او ارزانى داشته خشم و غضبش را از او باز دارد . و حجتى كه عليه اين عقيده خرافى اقامه شده اين است كه تدبير عالم انسانى و ساير موجودات همه و همه به دست خداى سبحان است ، نه به دست غير او ، و مشركين اعتراف دارند كه خالق كل عالم خدا است و بس ، پس ، بايد بپذيرند كه همو مدبر كل عالم است ، ( و او است كه هر چيزى را در جاى خود آفريده پس واجب است تنها او را يگانه در ربوبيت دانسته غير او را نپرستند ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 70 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى