روانه كرد : « وَنَجَّيْناه وَلُوطاً إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ » « 1 » پس لوط در بعضى از بلاد آن سرزمين منزل كرد ، ( كه بنا به بعضى از روايات و بنا به گفته تاريخ و تورات آن شهر سدوم بوده ) .
مردم اين شهر و آباديها و شهرهاى اطراف آن كه خداى تعالى آنها را در سوره توبه آيه 70 مؤتفكات خوانده ، بت مىپرستيدند و به عمل فاحشه لواط مرتكب مىشدند و اين قوم اولين قوم از اقوام و نژادهاى بشر بودند كه اين عمل در بينشان شايع گشت ، « 2 » و شيوع آن به حدى رسيده بود كه در مجالس عمومىشان آن را مرتكب مىشدند « 3 » ، تا آنكه رفته رفته عمل فاحشه سنت قومى آنان شد و عام البلوى گرديد و همه بدان مبتلا گشته ، زنان به كلى متروك شدند و راه تناسل را بستند « 4 » .
« لذا خداى تعالى لوط را به سوى ايشان گسيل داشت » . « 5 »
و آن جناب ايشان را به ترس از خدا و ترك فحشاء و برگشتن به طريق فطرت دعوت كرد و انذار و تهديدشان نمود ولى جز بيشتر شدن سركشى و طغيان آنان ثمره اى حاصل نگشت و جز اين پاسخش ندادند كه اينقدر ما را تهديد مكن اگر راست مىگويى عذاب خدا را بياور ، و به اين هم اكتفاء ننموده تهديدش كردند كه : « لَئِنْ لَمْ تَنْتَه يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ « 6 » - اگر اى لوط دست از دعوتت بر ندارى تو را از شهرمان خارج خواهيم كرد » و كار را از صرف تهديد گذرانده ، به يكديگر گفتند : خاندان لوط را از قريه خود خارج كنيد كه آنها مردمى هستند كه مىخواهند از عمل لواط پاك باشند . « 7 »
2 - عاقبت امر اين قوم :
جريان به همين منوال ادامه يافت ، يعنى از جناب لوط ( ع ) اصرار در دعوت به راه خدا و التزام به سنت فطرت و ترك فحشا ، و از آنها اصرار بر انجام خبائث تا جايى كه طغيانگرى ملكه آنان شد و كلمه عذاب الهى در حقشان ثابت و محقق گرديد ، پس خداى عز و جل رسولانى از فرشتگانى بزرگ و محترم براى هلاك كردن آنان مامور كرد ، فرشتگان اول بر ابراهيم ( ع ) وارد شدند و آن جناب را از ماموريتى كه داشتند
هامش
( 1 ) سوره انبياء ، آيه 71 .
( 2 ) سوره اعراف ، آيه 80 .
( 3 و 4 ) سوره عنكبوت ، آيه 29 .
( 5 ) سوره شعراء ، آيه 162 .
( 6 ) سوره شعراء ، آيه 167 .
( 7 ) سوره نمل ، آيه 56 .