تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
البته آنچه نقل نكرديم بيشتر از اينها است ) حقايقى است بس بلند و معارفى است حق كه هر انسان سليم الفطره اى به آن اعتماد مىكند و اين مطالب - همانطور كه ملاحظه مىفرماييد - تمامى اصول وثنيت را كه در اول بحث برشمرديم نفى مىكند . و آنچه كه نظر عميق و بحث دقيق ما را بدان رهنمون مىشود اين است كه اين گونه مطالب ، حقايق عاليه اى است كه بعضى از افراد انگشتشمارى كه اهل ولايت اللَّه بوده‌اند آن را كشف كرده و به بعضى از شاگردان خود كه صلاحيت آنان را به دست آورده بودند تعليم و خبر داده‌اند ، چيزى كه هست اين مردان برجسته و انگشت شمار آنچه به شاگردان خود گفته‌اند غالبا به طريق رمز بوده و در تعليم خود مثالهايى نيز به كار برده‌اند . و سپس شاگردان ايشان آنچه از آنان گرفتند اساس و زيربناى سنت حيات قرار دارند سنتى كه در حقيقت همان دين مجتمع است و عامه مردم به آن گرايش دارند و آن معارف دقيقى است كه جز آحادى از اهل معرفت نمىتواند آن را تحمل كند و بفهمد براى اينكه سطح آن بسى بلندتر از افق فهم عامه مردم است كه تنها پيرامون محسوسات و مخيلات دور مىزند و بيش از آن نصيبى از درك ندارد ، و فهم عامه كجا و درك اين گونه معارف كجا ، فهم و عقل عامه كه هيچگونه مهارت و آشنايى از معارف حق ندارند از درك چنين مطالبى پياده و عاجز است . اشكالى هم كه به اين مذهب و سنت اجتماعى وارد است همين است كه زيربناى آن هر چند معارفى است حق ، اما معارفى است كه در هر دوره تنها چند نفر انگشت شمار آن را مىفهمند و اين نمىتواند براى كل جامعه كه به اقرار خود آنان از درك آن معارف پياده‌اند ، دينى و سنتى اجتماعى باشد چون اولا فطرت آفرينش ، انسان را با غريزه انس به يكديگر و دور هم جمع شدن آفريده و معنا ندارد جمعيتى كه دور هم جمع شده و يك مجتمع را تشكيل داده‌اند در درك سنت حيات از هم فاصله داشته باشند و فقط افرادى انگشت شمار آن سنت را بفهمند و ديگران نفهمند و تحميل چنين سنت و چنين دينى بر اجتماع در حقيقت لغو كردن سنت فطرت و مخالفت با طريقه خلقت است . علاوه بر اين ، اين كار كنار گذاشتن طريق عقل نيز هست و حال آنكه مىدانيم طريقه عقل يكى از سه طريق درك حقايق است و آن عبارت است از : وحى و كشف و عقل ، و طريقه عقل از آن دو طريقه ديگر عمومىتر و از نظر اهميتش براى زندگى دنيوى انسان مهمتر است زيرا وحى چيزى است كه جز اهل عصمت يعنى انبياء گرام ، كسى به آن دسترسى ندارد و طريقه كشف هم موهبتى است كه جز به آحادى از اهل اخلاص و يقين نمىدهند و تنها طريقى كه براى عموم بشر باقى مىماند اين طريق است ، حتى مردم براى استفاده از دو طريق اول نيز به