تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
همان اللَّه مبدأ همه موجودات است آشنا شود و به وى ايمان آورد و با قربانى دادن و عبادت كردن به او تقرب بجويد و نفس را با اخلاق كريمه و اعمال صالحه بيارايد كه اگر انسانى نفس خود را از ماديات و دنيا پرهيز دهد و متخلق به اخلاق كريمه گردد و نفس را با تكرار اعمال نيك و كسب ملكات نيك بيارايد و با شناختن خود ، « برهم » را بشناسد خودش برهمن مىشود و با برهم متحد مىگردد و اين خود سعادت كبرى و حيات خالص است و گرنه حد اقل به برهم ايمان بياورد و عمل صالح كند تا در حيات و عالم بعدى كه آخرت او است زندگى سعيد و پاكيزه اى داشته باشد . ليكن برهم از آنجا كه ذاتى است مطلقه و محيط به كل جهان و هيچ چيزى به او احاطه ندارد لذا بلند مرتبه تر و اجل از اين است كه انسان او را بشناسد مگر به نوعى توصيف به نفى نقايص ، يعنى گفتن اينكه او جاهل و عاجز و . . . نيست - و نمىتواند بگويد او عالم و قادر و . . . هست - انسان يا از اين راه مىتواند او را بشناسد و يا از راه عبادت و قربانى دادن ، پس بر ما انسانها واجب است كه از طريق عبادت با اولياى او و اقوياء خلقش تقرب بجوييم تا آنها شفيعان ما نزد او شوند و آن اوليا و اقوياى خلق همان آلهه اى هستند كه به جاى خدا عبادت مىشوند - البته از راه عبادت شدن مجسمه ها و اصنامشان - و اين آلهه كه عددشان بسيار است يا از جنس ملائكه‌اند و يا از جنس جن و يا از ارواح مكملين براهمه ، اما پرستش شدن جن به خاطر ترس از شر آنها است و پرستش شدن ديگران به خاطر طمع و رحمت آنها و ترس از خشم آنها است كه بعضى از آن آلهه همسران خدا و بعضى پسران خدا و بعضى دختران او هستند . اينها كل معارف دينى برهميه و تعليماتى است كه علماى مذهب براهمه به مردم مىآموزند . ليكن آنچه از كتاب « اوپانيشاد » « 1 » كه فصل چهارم از كتاب « ويدا » و به منزله خاتمه اى است براى آن كتاب ، به دست ميايد ، چه بسا با آن كلياتى كه از عقايد براهمه گذشت مطابقت ندارد هر چند كه علماى مذهب براهمه اين عدم تطابق و توافق را تاويل و يك دانشمند متفكر وقتى رساله هاى « اوپانيشاد » را كه آموزنده معارف الهى است مطالعه مىكند مىبيند كه هر چند اين رسائل ، عالم الوهيت و شؤون مربوط به آن ، از قبيل اسماء
هامش
( 1 ) لازم است خاطرنشان سازم كه « اوپانيشاد » كه گفتيم فصل چهارم كتاب « ويدا » و به منزله خاتمه آن كتاب است عبارت است از چند رساله متفرق كه از بزرگان رجال دينى يعنى قديمىترين عرفاى براهمه به يادگار مانده و مشتمل است بر آنچه كه آن بزرگان ، به طريق كشف و رياضت از معارف الهى به دست آورده‌اند ، و امروز براهمه آنها را وحى آسمانى مىدانند .