و صفات و افعال آن يعنى آغاز خلقت ، و اعاده خلق ، و اصل خلقت ، و رزق ، و زنده كردن ، و ميراندن و غير اينها را توصيف مىكند طورى توصيف مىكند كه امور جسمانى و مادى آن طور توصيف مىشود مثلا عالم الوهى را به اوصافى توصيف مىكند كه مستلزم انقسام پذيرى و تكه تكه شدن و داشتن حركت و سكون و انتقال و حلول و اتحاد و بزرگ شدن و كوچك گشتن و ساير احوال جسمانيت و ماديت است ، و ليكن در چند جاى آن رساله ها تصريح شده به اينكه عالم الوهى « برهم » ذاتى است مطلقه و متعالى از اينكه حد و تعريفى آن را محدود كند ، ذاتى است كه داراى اسماء حسنى و صفات عليا از قبيل : علم و قدرت و حيات مىباشد ، و ذاتى است منزه از صفات نقص و عوارض ماده و جسمانيت ، ذاتى است كه مثل او چيزى نيست ، و اين مطالب آن قدر در اغلب فصول « اوپانيشاد » تكرار شده كه هر كس آن كتاب را بخواند به اين مطالب بر خواهد خورد .
و در تحت عنوان « شيت استر » در ادهياى ششم ، آيه هشتم « سر الاكبر » عين اين عبارت آمده « لم يولد منه شىء و لم يتولد من شىء و ليس له كفوا احد » و اين خود تصريح است به اينكه برهم احدى الذات است ، نه از چيزى متولد شده و نه چيزى از او متولد مىشود و احدى مثل و مانند او نيست .
و در « اوپانيشاد » ، ادهياى چهارم ، آيه 13 مىخوانيم كه شيت استر گفته است : « آيا براى اين ذات نورانى اعمال صالح بجاى آورم و يا آن ذات روشن و ظاهر را ترك گفته ، به درگاه هر فرشته اى قربانى تقديم كنم ؟ » .
و اين خود صريح است در اينكه حق اين است كه غير خداى تعالى هيچ كس و هيچ چيز عبادت نشود و به درگاه غير خدا قربانى تقديم نگردد بلكه سزاوار به عبادت ، تنها او است و هيچ شريكى برايش نيست .
و اگر كسى به « اوپانيشاد » مراجعه كند در بسيارى از فصول آن مىبيند كه تصريح شده به اينكه قيامتى هست و اينكه قيامت عالمى است جليل كه خلقت بدان منتهى مىشود و مىبيند كه در بيان ثواب اعمال و عقاب آنها بعد از مرگ عباراتى آورده كه هر چند قابل انطباق با مساله تناسخ هست ، اما متعين در آن نيست بلكه با مساله برزخ نيز قابليت انطباق دارد .
و در بحثهاى ايراد شده در « اوپانيشاد » آنچه هيچ ديده نمىشود خبر از اوثان و اصنام و عبادت كردن براى آنها و تقديم قربانى به آنها است .
و اينهايى كه ما از كتاب و يا به عبارت ديگر از رسائل « اوپانيشاد » نقل كرديم ( كه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 431
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٣١