« وَقالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أتَذَرُ مُوسى وَقَوْمَه لِيُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ » « 1 » .
4 - چرا براى ارباب انواع و خدايانى ديگر مجسمه ساختند ولى براى خداى تعالى مجسمه نساختند ؟
گويا - همانطور كه قبلا گفتيم - مجسمه سازى براى رجال بزرگ ، بشر را منتقل كرد به اينكه براى معبودهاى خيالى خود نيز مجسمه بسازند ولى سابقه ندارد كه براى خداى سبحان مجسمه ساخته باشند ، خدايى كه متعال و بلندتر از آن است كه دست اوهام بشر به ساحتش احاطه يابد و گويا همين متعالى بودن خداى تعالى مشركين را از مجسمه سازى براى او منصرف كرده و به ساختن مجسمه براى غير او واداشته است ، پس هر فرد و قومى به آنچه كه از جهات تدبير محسوس در عالم اهميت مىداده براى خداى آن ناحيه مجسمه مىساخته و با عبادت آن خدا كه به نظر او اللَّه تعالى تدبير آن ناحيه را به او واگذار نموده است خدا را عبادت مىكرده .
آنهايى كه در سواحل درياها و اقيانوسها زندگى مىكردهاند از آنجا كه به عوايد و فوايد دريا چشم دوخته و از خطر طغيان دريا بيمناك بودند خداى درياها را مىپرستيدند تا آنان را از عوايد درياها برخوردار نموده و از طوفان و طغيان آنها حفظ كند . و آنها كه در بيابانها زندگى مىكردهاند خداى بيابانها را مىپرستيدند تا آنان را از فوايد بيابانها برخوردار ، و از ضرر و زيان آنها حفظ كند و نيز كسانى كه اهل جنگ بودند رب جنگ را مىپرستيدند و همچنين هر چيز ديگرى كه براى آنان اهميت داشته خداى آن را مىپرستيدند .
چيزى نگذشت كه سليقه ها نيز در كار مجسمه سازى به كار افتاد و هر كس هر الهى را كه دوست مىداشت و طبق شكل و قيافه اى كه در ذهن خود براى آن إله تصور مىكرد مجسمه اى مىساخت اگر دلش مىخواست آن را از فلز بسازد از فلز مىساخت و اگر دوست مىداشت از چوب يا سنگ يا غير اينها مىساخت ، حتى روايت شده كه « بنى حنفيه » كه قبيله اى از يمامه بودند ، بتى از كشك درست كردند و اتفاقا وقتى دچار قحطى شدند و گرسنگى بر آنان فشار آورد از ناچارى حمله كرده و بت خود را خوردند .
و بعضى از آنان اگر به درخت و يا سنگى زيبا بر مىخوردند و از آن خوششان مىآمد همان را خداى خود گرفته و مىپرستيدند ، گوسفند و يا شترى را سر مىبريدند و خون آن را به آن مجسمه مىماليدند تا آن بت گوسفندان و شتران ايشان را از درد و بلا حفظ كند ، و وقتى حيواناتشان مريض مىشدند آنها را يكى يكى آورده و به بت مىماليدند تا شفا پيدا كنند و
هامش
( 1 ) سران و بزرگان قوم فرعون به او گفتند آيا موسى و هواخواهان او را به حال خودشان وا مىگذارى تا در زمين فساد كنند و خدايى تو و خدايى خدايانت را متروك سازند ؟ . « سوره اعراف ، آيه 127 »