تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
ديگر غريبه هايى را كه تابع او بودند اهل او خواند » به آيه هفتاد و شش سوره انبياء : « فَنَجَّيْناه وَأَهْلَه مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ » و آيه هفتاد و شش سوره صافات : « وَنَجَّيْناه وَأَهْلَه مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ » اشاره كند ، چون ظاهر اين دو آيه اين است كه مراد از اهل ، همه گروندگان به نوح ( ع ) هستند نه خصوص خانواده آن جناب . و گويا مراد امام رضا ( ع ) از اينكه از راوى پرسيد : « مردم اين آيه را كه در باره پسر نوح است چگونه قرائت مىكنند » اين بوده كه چگونه تفسيرش مىكنند ، و منظور راوى هم از اينكه گفت : « آن را دو جور قرائت مىكنند » اين بود ، كه به تفسير بعضىها « 1 » اشاره كند كه گفته‌اند : آيه شريفه مىخواهد بفهماند كه همسر نوح آن پسر را كه با كفار هلاك شد از غير نوح حامله شده ، و خلاصه پسرى نامشروع بوده و او را به ناحق و به دروغ به شوهرش نوح نسبت داده ، و اين دسته از مفسرين گفتار خود را تاييد كرده گفته‌اند به همين جهت بعضى « 2 » از قاريان ، جمله « * ( وَنادى نُوحٌ ابْنَه ) * - و نوح پسر خودش را ندا كرد » را به صورت « و نادى نوح ابنها - نوح پسر آن زن را ندا كرد » قرائت كرده‌اند ، و بعضى هم كه به شكل * ( « وَنادى نُوحٌ ابْنَه » ) * قرائت كرده‌اند حرف « ها » را با فتحه خوانده‌اند تا مخفف « ابنها » باشد ، و اين دو قرائت يعنى « ابنها » و « ابنه » را به على ( ع ) و به بعضى از امامان اهل بيت ( ع ) نسبت داده‌اند . از آن جمله زمخشرى در كشاف گفته : على ( رضى اللَّه عنه ) آيه شريفه را به صورت « ابنها » قرائت كرده و ضمير مؤنث را به همسر نوح برگردانيده ، و محمد بن على ( امام پنجم ) و عروة ابن زبير آن را به فتح « ها » و به شكل « ابنه » قرائت كرده‌اند ، و منظورشان اين بوده كه كلمه در اصل « ابنها » است ، ولى الف را حذف كرده و به فتحه اكتفاء كرده‌اند ، و با اين قرائت ، مذهب حسن تاييد مىشود چون قتاده گفته است كه من از حسن از معناى اين آيه پرسيدم كه گفت : به خدا سوگند پسر مورد بحث ، فرزند نوح نبوده . گفتم : آخر اهل كتاب هيچ اختلافى ندارند در اينكه او پسر نوح بوده ؟ گفت : بله ، ليكن مگر كسى دين خود را از اهل كتاب مىگيرد ؟ آن گاه حسن اينطور بر گفتار خود استدلال كرد كه : اگر پسر مورد بحث ، فرزند واقعى نوح بود ، بايد نوح مىفرمود : « انه منى - او از من است » نه اينكه بفرمايد : « او اهل من است » . « 3 » و دليلى كه وى به آن استدلال كرده دليلى سخيف و سست است ، براى اينكه خداى
هامش
( 1 ) تفسير طبرى ، ج 12 ، ص 30 . ( 2 ) تفسير الكبير ، ج 17 ، ص 231 ، تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 396 . ( 3 ) كشاف زمخشرى ، ج 2 ، ص 396 ، چاپ بيروت .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 368 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى