تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
( ع ) روايت آورده كه در تفسير جمله * ( « وَما آمَنَ مَعَه إِلَّا قَلِيلٌ » ) * فرمود : ايمان آورندگان به نوح ( ع ) هشت نفر بودند . « 1 » مؤلف : اين روايت را عياشى « 2 » نيز از حمران از آن جناب نقل كرده . و اهل تسنن در عدد مؤمنين به آن جناب اقوال « 3 » ديگرى دارند از قبيل شش نفر ، هفت نفر ، ده نفر ، هفتاد و دو نفر و هشتاد نفر ، ليكن بر طبق هيچ يك از اين اقوال ، دليلى در دست ندارند .
و نيز صدوق در كتاب عيون به سند خود از « عبد السلام بن صالح هروى » روايت كرده كه گفت : حضرت رضا ( ع ) فرمود : وقتى كشتى نوح ( ع ) به زمين نشست ، خود و فرزندانش و مؤمنين كه با او در كشتى بودند جمعا هشتاد نفر بودند ، و در همان محلى كه از كشتى پياده شد قريه اى بنا كرد و نام آن را قريه « ثمانين - هشتاد » گذاشت . « 4 » مؤلف : بين اين روايت و روايت معانى الاخبار منافاتى نيست ، زيرا ممكن است منظور از جمله « * ( وَما آمَنَ مَعَه إِلَّا قَلِيلٌ ) * - و با او به جز اندكى ايمان نياورد » هشت نفر از غير اهل آن جناب باشد و بقيه هشتاد نفر كه هفتاد و دو نفر است ، همه فرزندان او بوده باشند ، چون كسى كه نزديك به هزار سال عمر كرده به خوبى مىتواند هفتاد و دو نفر فرزند داشته باشد . و در همان كتاب به سند خود از « حسن بن على وشاء » از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب شنيدم مىفرمود : پدرم موسى بن جعفر فرمود : امام صادق ( ع ) فرمود : خداى عز و جل به نوح فرمود : * ( « إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ » ) * براى اينكه او مخالف نوح بود ، ( و از سوى ديگر غريبه هايى كه تابع او بودند را اهل او خواند ) . راوى مىگويد : امام ( ع ) از من پرسيد : مردم اين آيه را كه درباره پسر نوح است چگونه قرائت مىكنند ؟ عرضه داشتم : مردم آن را به دو جور قرائت مىكنند يكى « * ( إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ) * - او عملى است غير صالح » و ديگرى * ( « إِنَّه عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ » ) * - او عمل ( به وجود آمده از ) شخص ناصالحى است حضرت فرمود : مردم دروغ گفته‌اند ، او پسر حقيقى نوح بود و ليكن خداى تعالى او را بعد از آنكه پدر را در دينش مخالفت كرد نفى نموده و فرمود او اهل تو نيست . « 5 » مؤلف : بعيد نيست كه حضرت صادق ( ع ) خواسته باشد در جمله « و از سوى
هامش
( 1 ) معانى الاخبار ، باب معنى القليل ص 151 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 148 ، حديث 29 ، چاپ ايران . ( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 12 ، ص 55 . ( 4 ) بحار الانوار ، ج 11 ، ص 322 ، چاپ جديد . ( 5 ) بحار ، ج 11 ، ص 320 ، چاپ ايران .