تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
« قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّه ، وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمى وَالْبَصِيرُ أفَلا تَتَفَكَّرُونَ » « 1 » ، « وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَه ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ، وَما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ ، فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ » « 2 » ، « قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ » « 3 » .
و تو خواننده عزيز اگر بخواهى بيش از اين باور كنى ، ساير حجتهايى را كه در سوره هاى نوح و اعراف از آن جناب حكايت شده با حجتهايى كه در سوره انعام و در همين سوره براى رسول خدا ( ص ) ذكر شده تطبيق كنى آن وقت صدق ادعاى ما را به عيان مىبينى . و به خاطر همين مشابهت ، مناسب بود داستان تهمتهايى را كه به رسول خدا ( ص ) زده و گفتند : او به خدا افتراء بسته است ، عطف به داستان نوح كند ، چون رسول خدا ( ص ) جز همان انذارى كه نوح داشت نمىكرد ، و جز به همان حجتهايى كه نوح داشت احتجاج نمىنمود . آرى ذكر سرگذشت رسول خدا ( ص ) بعد از سرگذشت نوح ( ع ) در مثل همانند فرستاده پادشاهى مىماند كه رعاياى متمرد شاه را به خاطر سرپيچيشان از اطاعت او انذار و نصيحت كرده و حجت را بر آنان تمام نمايد ، و آن مردم به وى تهمت و افتراء زده و بگويند اين مرد از طرف پادشاه نيامده ، و به همين جهت نه اطاعتى در كار هست و نه وظيفه اى . آن مرد مجددا به سراغ مردم بيايد و سرگذشت ناصحى ديگر را كه قبل از وى نزد مردمى
هامش
( 1 ) بگو من به شما نمىگويم خزينه هاى خدا نزد من است ، غيب هم نمىدانم ، و به شما نمىگويم من فرشته‌ام ، من پيروى نمىكنم مگر آن چيزى را كه به من وحى مىشود ، بگو آيا كور و بينا يكسانند ؟ پس چرا تفكر نمىكنيد . « سوره انعام ، آيه 50 » . ( 2 ) و كسانى كه پروردگار خود را صبح و شام مىخوانند و رضاى او را مىطلبند از خود مران ، نه چيزى از حساب آنان به دوش تو است و نه چيزى از حساب تو به دوش آنان است ، تا تو آنان را از خود برانى ، كه اگر چنين كنى از ستمكاران خواهى بود . « سوره انعام ، آيه 52 » ( 3 ) بگو من نهى شده‌ام از اينكه كسانى را كه شما به جاى خدا مىپرستيد بپرستم ، بگو من هواهاى شما را پيروى نمىكنم ، زيرا اگر چنين كنم گمراه شده و ديگر از راه يافتگان نخواهم شد . « سوره انعام ، آيه 56 »