تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
چنين مىشود : « پيروى كسانى كه تو را در ظاهر رأى يا در اولين برخورد پيروى كردند ، بدون اينكه در كار خود تعمق و تفكرى كرده باشند بوده است كه اگر دعوت تو را مورد بررسى قرار داده بودند هرگز پيرويت نمىكردند . » ، و بنا بر اين احتمال بايد جمله « اتبعوك » ى ديگرى در تقدير گرفت و گفت : « و ما نراك اتبعك الا الذين هم اراذلنا اتبعوك بادى الرأى » ، و گرنه اگر كلمه « اتبعوك » تكرار نشود معناى آيه مختل مىشود . بعضى ديگر گفته‌اند : تقدير آيه « ما نراك اتبعوك فى بادى الرأى الا الذين هم اراذلنا » « 1 » مىشود .
و سخن كوتاه اينكه خواسته‌اند بگويند : ما مىبينيم كه پيروان تو همه افرادى بى سر و پا و پست از اين مردمند ، و اگر ما نيز تو را پيروى كنيم مثل آنها خواهيم شد ، كه اين با شرافت ما منافات داشته و از قدر و منزلت اجتماعى ما مىكاهد ، و در اين گفتار اشاره اى هست به بطلان رسالت نوح ( ع ) ، و اين اشاره از راه دلالت التزامى است ، به اين معنا كه لازمه گفتار آنان اين است كه رسالت آن جناب باطل باشد ، چون عقيده عوام مردم اين است كه هر سخنى اگر حق و نافع باشد اول پولدارها و اشراف و نيرومندان آن را مىپذيرند ، و اگر اين طبقه سخنى را رد كنند و طبقه پست جامعه يعنى بردگان و مستمندان كه بهره اى از مال و جاه و مقام اجتماعى ندارند آن را بپذيرند ، آن سخن خيرى ندارد .
* ( « وَما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ » ) * - منظور از اينكه بطور مطلق فضيلت نوح را نفى كردند ، تنها فضيلتهاى مادى نيست ، يعنى خواسته‌اند بگويند : تو از متاع دنيا چه دارى كه ما نداريم ؟ و نيز تو چيزى از امور غيبى از قبيل علم غيب و يا تاييد به نيرويى ملكوتى ندارى ، كه اين عموميت نفى ، از وقوع نكره - فضل - در سياق نفى استفاده مىشود . كفار در اين سخن خود ، مؤمنين را نيز شريك نوح ( ع ) در دعوت او دانسته و همه را مخاطب قرار دادند كه : « ما فضيلتى براى شما بر خود نمىبينيم » و نگفتند : « ما براى تو كه نوح هستى فضيلتى نمىبينيم » و از اين تعبير بر مىآيد كه مؤمنين ، كفار را دعوت و تشويق مىكردند به اينكه شما نيز نوح را پيروى كنيد و طريقه ما را بپذيريد . و معناى آيه اين است كه اين دعوت شما از ما - كه اين همه مزاياى حيات دنيوى از قبيل مال و فرزندان و علم و نيرو داريم - وقتى عمل درستى بود و اثر خود را مىبخشيد كه شما حد اقل يك مزيت بر ما مىداشتيد ، يا علمتان بيشتر بود ، يا از غيب آگاه مىبوديد و يا نيروى
هامش
( 1 ) نمىبينيم كسى تو را به نظر ابتدايى پيروى كرده باشد مگر آنهايى كه اراذل ما هستند .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 303 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى