تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
ترجمه آيات ما نوح را نيز به اين پيام فرستاده بوديم كه اى مردم من براى شما بيمرسانى روشنم ( 25 ) . تهديدتان مىكنم - كه زنهار ! جز اللَّه را بندگى نكنيد ، كه بر شما از عذاب روزى دردناك مىترسم ( 26 ) . بزرگان كفار قومش ( در پاسخ ) گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمىبينيم و ما نمىبينيم كه تو را پيروى كرده باشند ، مگر افراد اراذل و فرومايه اى از ما كه رأيى نپخته دارند ، و اصلا ما هيچ برترى در شما نسبت به خود نمىبينيم ، بلكه بر عكس ، شما مسلمانان را مردمى دروغگو مىپنداريم ( 27 ) . - نوح در پاسخ آنان - گفت : اى قوم شما كه مىگوييد من بشرى چون شمايم و فرستاده خدا نيستم ، به من خبر دهيد اگر فرضا از ناحيه پروردگارم معجزه اى دال بر رسالتم داشته باشم ، و او از ناحيه خودش رحمتى به من داده باشد كه بر شما مخفى مانده ، آيا من مىتوانم شما را به پذيرش آن مجبور سازم ، هر چند كه از آن كراهت داشته باشيد ؟ ( 28 ) . و اى مردم ! من در برابر نبوت از شما مالى درخواست ندارم ، چون پاداش من جز به عهده خدا نيست ، و من هرگز افرادى را كه ايمان آورده‌اند - و شما آنان را اراذل مىخوانيد ، به خاطر شما - از خود طرد نمىكنم ، چون آنان پروردگار خود را ديدار مىكنند - حسابشان با خدا است نه با من - ولى شما را قوم جاهلى مىبينم ( كه گمان كرده‌ايد شرافت در توانگرى است و فقرا اراذلند ) ( 29 ) . و اى مردم ! اگر فرضا آنان را طرد كنم چه كسى از عذاب خدا ، ياريم مىكند ، چرا متذكر نمىشويد ؟ ( 30 ) . و اما اينكه گفتيد : من اصلا هيچ برترى از شما ندارم ، من آن برترى كه در نظر شما است ندارم چون - نمىگويم خزينه هاى زمين و دفينه هايش مال من است - از سوى ديگر از نظر معنويت هم برترى ندارم - و نمىگويم غيب مىدانم ، و نيز نمىگويم من فرشته‌ام ، و در باره آنهايى كه در چشم شما خوار مىنمايند - و خدا بهتر داند كه در ضمائر ايشان چيست ، - نمىگويم هرگز خدا خيرى به ايشان نخواهد داد ، چون اگر چنين ادعايى بكنم ، از ستمكاران خواهم بود ( 31 ) . گفتند اى نوح ! - عمرى است كه - با ما بگو مگو مىكنى ، و اين بگو مگو را از حد گذراندى ، - كار را يكسره كن - اگر راست مىگويى آن عذابى را كه همواره به ما وعده مىدادى بياور ( 32 ) . نوح گفت : تنها خدا است كه اگر بخواهد آن را بر سرتان مىآورد ، و - اگر خواست بياورد - شما نمىتوانيد از آمدنش جلوگيرى كنيد ( 33 ) . هم چنان كه اگر او بخواهد گمراهتان كند ، نصيحت يك عمر من به شما هر چه هم بخواهم نصيحت كنم سودى به حالتان نخواهد داشت ، پروردگار شما اوست ، و به سوى او باز مىگرديد ( 34 ) . نه ، مساله اين نيست كه تو و پيروانت مال دنيا نداريد ، - و يا چنين و چنان نيستيد - بلكه علت و بهانه