پس اعلام كرد كه رسول خدا ( ص ) داراى بينه اى از ناحيه پروردگار است ، و پدرم آن كسى است كه پيرو او و شاهدى است از خود او . . . « 1 » .
مؤلف : كلام حسن بن على ( ع ) بهترين شاهد است بر آنچه ما در معناى آيه آورديم ، و گفتيم كه منظور حسن بن على ( ع ) از شاهد بودن پدر بزرگوارش از باب انطباق است .
و در بصائر الدرجات با ذكر سند از اصبغ بن نباته روايت آورده كه گفت : امير المؤمنين ( ع ) فرمود : اگر مىگذاشتند زمام حكومت را به دست بگيرم ، در بين اهل تورات با توراتشان و در بين اهل انجيل با انجيلشان و در بين اهل قرآن با قرآنشان حكم مىكردم ، حكمى كه با درخشندگى به سوى خدا بالا برود . به خدا سوگند هيچ آيه اى از كتاب خدا در شب و يا در روز نازل نشده مگر آنكه مىدانم در حق چه كسى نازل شده و هيچ انسانى نيست كه سرش با تيغ تراشيده شده « 2 » مگر آنكه آيه اى از كتاب خدا در باره اش نازل شده كه يا او را به سوى بهشت سوق مىدهد و يا به سوى آتش .
وقتى سخن امام بدينجا رسيد مردى برخاست و عرضه داشت : يا امير المؤمنين ! آن كدام آيه قرآن است كه در حق خودت نازل شده ؟ فرمود آيا اين قول خداى تعالى را نشنيده اى كه مىفرمايد : * ( « أفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّه وَيَتْلُوه شاهِدٌ مِنْه » ) * ، پس رسول اللَّه ( ص ) بر بينه اى از پروردگارش بود ، و من شاهدى براى او و از خود اويم . « 3 »
مؤلف : اين معنا را مفيد ، نيز در امالى خود « 4 » با ذكر سند نقل كرده . و در كشف الغمه « 5 » بدون ذكر سند از عباد بن عبد اللَّه اسدى از آن حضرت ( ص ) نقل كرده . عياشى نيز در تفسيرش « 6 » بدون ذكر سند از جابر از عبد اللَّه بن يحيى از آن حضرت روايت كرده . و همچنين ابن شهرآشوب « 7 » از طبرى و او به سند خود از جابر بن عبد اللَّه از آن جناب ، و همچنين از اصبغ و از زين العابدين و امام باقر و امام صادق ( ع ) از آن جناب ( ص ) نقل كرده
هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق .
( 2 ) منظور از اين تعبير صرف عموميت دادن است . « مترجم »
( 3 ) بصائر الدرجات ، ص 152 .
( 4 ) امالى مفيد ، ص 86 .
( 5 ) كشف الغمة ، ج 1 ، ص 315 .
( 6 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 142 .
( 7 ) مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 85 .