عظمت و كبريايى پروردگار منتهى شود كه افتراء و ظلم به او عظيمترين ظلم خواهد بود .
در اين جمله عين آن ادعايى كه مشركين عليه رسول خدا ( ص ) كردند ، عليه خود آنان ادعا شده . آنها عليه رسول خدا ( ص ) ادعا كرده بودند كه وى قرآن را خودش ساخته و پرداخته و به دروغ به خدا افتراء بسته ، همين ادعا عليه خود آنان قلب شده ، و فرموده : اين شما هستيد كه با عقايد خرافى خود به خدا افتراء مىبنديد ، براى او بدون هيچ علم و مدركى شريك اثبات مىكنيد ، با اينكه او « اللَّه » است و هيچ معبودى جز او نيست و شما هستيد كه از راه خدا جلوگيرى مىكنيد . و معناى اين جمله اين است كه ، راهى كه شما پيش گرفتهايد افتراء است ، نه راه خدا ، شما راه ديگرى پيش گرفته و آن را سنت و روش زندگى خود كرديد كه اين خود دگرگون ساختن راه خدا است ، همان راهى كه فطرت و نبوت به سوى آن هدايت مىكند ، و شما به آخرت كفر ورزيده آن را نفى كرديد ، و اين اثبات مبدء بدون معاد معنايش نسبت دادن لغو و عمل باطل به خداى تعالى است كه خود افترايى ديگر است . آرى ، اگر كسى معتقد باشد به اينكه معادى نيست ، نسبت لغو به خدا داده ، زيرا در اين صورت خلقت بيهوده و بى غرض خواهد بود .
و كوتاه سخن ، اعتقاد مشركين به غير دين و سنت خدا و گرويدن به عقايد باطل در مساله مبدء و معاد و در زندگى دنيايى و اجتماعى غير سنت الهى را سنت خود قرار دادن است و اين - با اينكه سنتى كه از ناحيه خدا آمده تنها سنت حق است و نزد خدا به جز دين حق هيچ سنتى نيست - افترايى است بر خدا ، كه به زودى در روزى كه بر پروردگارشان عرضه مىشوند گواهان عليه آنان شهادت خواهند داد .
* ( « أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ » ) * - « عرض » به معناى اظهار چيزى است تا طرف آن را ببيند و به موضع آن واقف گردد . و در معناى اين كلمه در آيه مورد بحث مىگوييم : در روز قيامت حجابها ( ى ماديت و منيت و عادت و ملكات زشت ناشى از آنها و از غير آنها ) كه در دنيا بين مشركين و پروردگارشان حائل شده بود ، به وسيله ظهور آيات الهى كنار مىرود و حق بطور صريح و بدون هيچ شاغلى كه آن را از يادها ببرد و انسانها را مشغول به خود سازد روشن مىگردد ، و انسانها براى فصل قضاء ( و اينكه خداى تعالى بين خود آنان ، و بين آنان و نسلهايشان و بين آنان و خودش و اولياءش داورى كند ) حاضر مىشوند ، و چون اين حضور ، حضورى اضطرارى خواهد بود كه خود انسانها در آن دخالتى ندارند ، لذا در آيه مورد بحث از اين حضور تعبير به « عرضه شدن انسانها به پروردگارشان » كرد ، هم چنان كه در آيه اى ديگر به خاطر نكته اى ديگر از اين حضور تعبير فرمود به بروز آنان براى پروردگارشان : « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا