تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
از شما اجر و پاداشى خواسته باشم ، كه با اعراض شما آن پاداش از من فوت شود ، و با اينكه من هيچ مزدى از شما نخواسته‌ام و پاداشم به عهده خداى تعالى است ، ديگر چه باكى از اعراض شما داشته باشم ؟ » * ( « وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » ) * - يعنى من مامورم از كسانى باشم كه امور را تسليم خداى تعالى كرده‌اند ، چه آن امورى كه خداى تعالى به نفع آنان خواسته و چه به ضرر آنان ، و مامورم از كسانى باشم كه از امر خدا استكبار ندارند و تسليم اسباب ظاهرى نگشته در برابر آنها خاضع نمىشوند و توقع نفع و ضرر از آنها ندارند . * ( « فَكَذَّبُوه فَنَجَّيْناه وَمَنْ مَعَه فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْناهُمْ خَلائِفَ . . . » ) * كلمه « خلائف » جمع « خليفه » است ، مىفرمايد : قوم نوح ( ع ) او را تكذيب كردند و ما آنهايى را كه در كشتى نوح قرار گرفتند و نجات يافتند خليفه هايى در زمين قرار داده ، و خلف اسلافشان كرديم ، تا قائم مقام اسلاف خود باشند . بقيه الفاظ آيه روشن است . * ( « ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِه رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ . . . » ) * منظور آيه شريفه از كلمه « رسل » پيغمبرانى است كه بعد از نوح و تا زمان موسى ( ع ) آمدند . و ظاهر سياق اينست كه منظور از « بينات » ، آيات معجزه آسايى است كه امتها از پيغمبران خود درخواست كردند . آرى ، امت هر پيغمبرى بعد از آمدن پيغمبرش و ادعاى نبوت كردن و به دعوت آنان پرداختن نوعا او را تكذيب مىكردند و از او معجزه مىخواستند ، و او به ناچار معجزه مىآورد ، و در همين معجزه ها بود كه خداى تعالى بين انبياء و امتهاى آنان داورى كرده امتهاى تكذيب كننده را هلاك مىكرد . مؤيد اين معنا جمله بعدى است كه مىفرمايد : * ( « فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِه مِنْ قَبْلُ . . . » ) * ، « بعد از آن هم كه معجزه را ديدند باز به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند ايمان نياوردند » . دليل بر اين تاييد اين است كه از جمله مذكور اين معنا به ذهن خطور مىكند كه انبياء معجزاتى روشن براى مردم خود آورده بودند ، و ليكن از آنجا كه ياغىگرى در دلهاى آنان طبيعت ثانوى شده بود نمىتوانستند به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند ايمان بياورند . آرى ، خدا به كيفر همان ياغىگرى ، مهر بر دلهايشان زده بود . و لازمه اين معنايى كه گفتيم به ذهن خطور مىكند اينست كه تكذيب امتها قبل از آمدن معجزات به دست انبياء ( ع ) بوده ، و همين طور هم بوده ، چون رسولان الهى دعوت خود را در بين مردم منتشر مىكردند و آنان را به سوى توحيد دعوت مىنمودند و امتها دعوت آنان را و دين توحيد را تكذيب مىكردند ( و براى اينكه از قيد منطق محكم و مستدل انبياء رهايى يابند از در بهانه جويى ) پيشنهاد معجزه مىكردند . انبياء ( ع ) معجزه پيشنهادى آنان را ارائه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 151 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى