مؤلف : اين روايت را صاحب علل الشرائع « 1 » به سند خود از محمد بن اسماعيل از صالح از عبد اللَّه و عقبه از آن جناب نقل كرده ، و عياشى « 2 » آن را از جعفى از آن جناب روايت كرده است .
. . . و در تفسير عياشى از زراره و حمران از امام ابى جعفر باقر و امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمودند : خداى تعالى خلق را بيافريد در حالى كه سايه اى بودند ، آن گاه در همان عالم رسول خود محمد ( ص ) را فرستاد ، بعضى به وى ايمان آورده ، بعضى تكذيبش كردند ، آن گاه در خلقتى آخرين ( كه همين عالم ماده است ) آن جناب را مبعوث فرمود ، در اين عالم آن عده اى به وى ايمان آوردند كه در « عالم أظله » « 3 » به وى ايمان آورده بودند ، و كسانى نبوتش را انكار كردند كه در آن عالم او را تكذيب كرده بودند ، و آيه شريفه * ( « فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِه مِنْ قَبْلُ » ) * به همين دو عالم اشاره دارد . « 4 »
مؤلف : ما در تفسير آيه شريفه : « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى . . . » بحث مفصلى پيرامون عالم قبل از دنيا كه به « عالم ذر » ناميده شده گذرانديم ، و در آنجا روشن كرديم كه آيات راجع به عالم ذر براى انسانيت عالمى ديگر اثبات مىكند غير اين عالم مادى و محسوس و تدريجى و آميخته با آلام و مصايب و گناهان و آثار سوء گناهان .
عالمى كه به نوعى مقارنت ، مقارن اين عالم محسوس است ، و در عين حال محكوم به احكام ماديت نيست ، يعنى تدريجى نيست ، آميخته با آلام و مصايب و گناهان و آثار سوء گناه نيست ، و از طريق حس مشاهده نمىشود ، و تقدمش بر عالم ما تقدم زمانى نيست ، بلكه تقدمش به نوعى ديگر از تقدم است ، نظير آن تقدمى كه از آيه شريفه : « أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 5 » .
استفاده مىشود چون دو كلمه « كن - باش » و « يكون - بود مىشود » ، هر دو از مصداق يك هستى براى هر چيز خبر مىدهند ، و آن مصداق وجود خارجى آن چيز است . چيزى كه هست ، اين مصداق واحد ، دو رو و دو سو دارد ، يكى آن سويى كه به طرف خداى تعالى است ، و ديگر آن سويى كه جنبه ماديت دارد ، و معلوم است كه جنبه ربانى هر چيزى مقدم بر جنبه مادى
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ط بيروت ، ج 1 ، ص 118 .
( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ص 126 .
( 3 ) عالم سايه .
( 4 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 126 .
( 5 ) همين كه به آن بگوييم باش پس آن چيز موجود و بود مىشود . « سوره يس ، آيه 84 »