تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
شود به معناى تمام كردن كار مفعول خويش است ، حال يا با كشتن و نابود كردنش باشد و يا به نحوى ديگر . و معناى آيه اينست كه : اى محمد ! داستان و خبر عظيم نوح را براى مردم تلاوت كن كه چگونه تك و تنها و از طرف خويش با مردم دنيا - كه فرستاده ما به سوى آنان بود - سخن گفت و در سخنش عليه آنان تحدى كرد ، يعنى يك تنه در برابر همه مردم دنيا ايستاد و به آنان گفت هر كارى كه مىتوانند با او بكنند ، و در باب رسالت خود با آنان اتمام حجت نمود : « آن زمان كه به قوم خود گفت : اى مردم اگر مقام رسالت من و يا اينكه من در امر دعوت به سوى توحيد قيام نموده‌ام و اينكه شما را به آيات خدا تذكر مىدهم بر شما گران مىآيد » با اينكه مىدانم اين تذكر من باعث كشته شدنم خواهد شد ، و بالآخره شما درصدد برخواهيد آمد كه خود را از دست من راحت نموده ، به اين منظور به من آسيب بزنيد ، ولى من از اين بابت هيچ نگران نيستم ، زيرا « توكل من بر خداى تعالى است » . آرى ، من در قبال آن كينه هاى درونيتان كه مرا تهديد مىكند ، امر خود را به خداى تعالى واگذار نموده او را وكيل خود گرفته‌ام ، تا در همه شؤون من تصرف كند ، بدون اينكه خودم در آن شؤون تدبيرى به كار برم ، « حال هر فكرى داريد به كار زنيد و هر كيد و نقشه اى داريد بريزيد و شركاء و خدايان خود را » كه مىپنداريد در شدايد شما را يارى مىكنند « به يارى بخوانيد » و هر نقشه اى كه به نظرتان رسيد در باره من عملى كنيد . اين امرى كه نوح ( ع ) به قوم خود كرده امر و دستور معمولى نيست ، بلكه امرى است تعجيزى كه منظور از آن عاجز كردن طرف مقابل است . « و سپس امر شما بر شما غمه و كربت نباشد » ، و دچار اندوه نگرديد كه چرا براى از بين بردن نوح به همه وسايل و اسباب دست نزديد ، « آن گاه كار مرا يكسره كنيد » ، و مرا از خود دفع كرده به قتلم برسانيد ، « و مهلتى به من ندهيد » . نوح ( ع ) در اين آيه شريفه قوم خود را تهديد مىكند به اينكه هر بلايى كه مىتوانند بر سر او بياورند و اظهار مىكند كه پروردگارش قادر بر دفع آنان از وى است ، هر چند كه دست به دست هم دهند و همه توان خود و خدايان دروغين خود را به كار برند . * ( « فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ . . . » ) * اين آيه شريفه تفريع و نتيجه گيرى از توكلش بر خداى تعالى است ، و جمله * ( « فَما سَأَلْتُكُمْ . . . » ) * به منزله به كار بردن سبب در جاى مسبب است ، و تقدير كلام چنين است : « فان توليتم و اعرضتم عن استجابة دعوتى فلا ضير لى فى ذلك . . . » يعنى « اگر از پذيرفتن دعوت من اعراض كنيد من كمترين ضررى نخواهيم ديد ، زيرا وقتى از اعراض شما متضرر مىشوم كه