تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
اين وسيله نفرت و تنفر مردم را از خود دور سازد . پس گر چه به حسب ظاهر به وجود آوردن زينتها و ساير حوائج زندگى كار خود انسان است ، و ليكن از آنجايى كه به الهام خداوند بوده در حقيقت او ايجادش كرده و آن را از پنهانى به عرصه بروز و ظهور در آورده ، چون مىدانسته كه اين نوع موجود محتاج به زينت است . آرى ، اگر انسان در دنيا بطور انفرادى زندگى مىكرد هرگز محتاج به زينتى كه خود را با آن بيارايد نمىشد ، بلكه اصلا بخاطرش هم خطور نمىكرد كه چنين چيزى لازم است ، و ليكن از آنجايى كه زندگيش جز بطور اجتماع ممكن نيست ، و زندگى اجتماعى هم قهرا محتاج به اراده و كراهت ، حب و بغض ، رضا و سخط و امثال آن است ، از اين جهت خواه ناخواه به قيافه و شكلهايى بر مىخورد كه يكى را دوست مىدارد و از يكى بدش مىآيد ، لذا معلم غيبى از ما وراى فطرتش به او الهام كرده تا به اصلاح مفاسد خود بپردازد ، و معايب خود را بر طرف ساخته خود را زينت دهد ، و شايد همين نكته باعث شده كه از انسان به لفظ « عباده » كه صيغه جمع است تعبير بفرمايد . و اين زينت از مهمترين امورى است كه اجتماع بشرى بر آن اعتماد مىكند ، و از آداب راسخى است كه به موازات ترقى و تنزل ، مدنيت انسان ترقى و تنزل مىنمايد ، و از لوازمى است كه هيچ وقت از هيچ جامعه اى منفك نمىگردد ، به طورى كه فرض نبودن آن در يك جامعه مساوى با فرض انعدام و متلاشى شدن اجزاى آن جامعه است . آرى ، معناى انهدام جامعه جز از بين رفتن حسن و قبح ، حب و بغض ، اراده و كراهت و امثال آن نيست ، وقتى در بين افراد يك جامعه اين گونه امور حكمفرما نباشد ديگر مصداقى براى اجتماع باقى نمىماند - دقت بفرماييد - . « طيب » به معناى چيزى است كه ملايم با طبع باشد ، و در اينجا عبارت است از انواع مختلف غذاهايى كه انسان با آن ارتزاق مىكند . و يا عبارت است از مطلق چيزهايى كه آدمى در زندگى و بقاى خود از آنها استمداد مىجويد ، مانند مسكن ، همسر و . . . براى تشخيص اينكه كداميك از افراد اين انواع « طيب » و مطابق با ميل و شهوت او و سازگار با وضع ساختمانى او است ، خداوند او را مجهز به حواسى كرده كه با آن مىتواند سازگار آن را از ناسازگارش تميز دهد . اين مساله كه زندگى صحيح و سعيد آدمى مبتنى بر رزق طيب است احتياج به گفتن ندارد ، و ناگفته پيدا است كه انسان وقتى در زندگى خود به سعادت مطلوبش نائل مىشود كه وسيله ارتزاقش چيزهايى باشد كه با طبيعت قوا و جهازاتش سازگار بوده ، و با بقاى تركيب
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 100 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى