تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
چرا آدم آن را پذيرفت ؟ 16 - و با اينكه خلود در دنيا مخالف با اعتقاد به معاد است چگونه طمع در خلود كرد ؟ 17 - با اينكه آدم در زمره پيغمبران بود چطور ممكن است معصيت كرده باشد ؟ 18 - با اينكه توبه كار مانند كسى است كه گناه نكرده است چطور توبه آدم قبول شد و ليكن به مقامى كه داشت بازنگشت ؟ و چگونه . . . ؟ و چگونه . . . ؟ اهمال و كوتاهى مفسرين در اين موضوع جدى و حقيقى ، و بى بند و بارى آنها در اشكال و جواب به حدى رسيد كه در جواب از اين اشكالات بعضى از آنان به خود جرأت دادند كه بگويند مقصود از آدم در اين داستان آدم نوعى است ، و داستان يك داستان خيالى محض است « 1 » . و يا بگويند مقصود از ابليس قوه اى است كه آدمى را به شر و فساد دعوت مىكند « 2 » . و يا بگويند صدور فعل قبيح از خداوند جايز است ، و همه گناهان از ناحيه خود او است . و او است كه آنچه را خودش درست كرده خراب مىكند ، و بطور كلى ، خوب آن چيزى است كه او بخواهد و به آن امر كند و بد آن چيزى است كه او از آن نهى كند « 3 » . و يا بگويند اصلا آدم از زمره پيغمبران نبوده و يا بطور كلى انبيا معصوم از گناه نيستند ، و يا قبل از بعثت معصوم نيستند و آدم آن موقع كه نافرمانى كرد مبعوث نشده بود « 4 » و يا بگويند همه اين صحنه ها براى امتحان بوده است « 5 » . بايد دانست تنها چيزى كه باعث بىفايده بودن اين مباحث شده اين است كه اين مفسرين در اين مباحث بين جهات حقيقى و جهات اعتبارى فرق نگذاشته و مسائل تكوينى را از مسائل تشريعى جدا نكرده‌اند ، و بحث را درهم و برهم نموده ، اصول قراردادى و اعتبارى را كه تنها براى تشريعيات و نظام اجتماعى مفيد است در امور تكوينى دخالت داده و آن را ، حكومت داده‌اند .
ما اگر بخواهيم در پيرامون اين مساله و حقايق دينى و تكوينيى كه در آن است آزادانه بحث كنيم بايد قبلا چند جهت را تحرير نماييم : 1 - بايد دانست تمامى اشيايى كه متعلق خلق و ايجاد قرار گرفته و يا ممكن است قرار بگيرد وجود نفسىشان ( وجودشان بدون اينكه اضافه به چيزى داشته باشد ) خير است . بطورى
هامش
( 1 ) تفسير المنار ج 1 ص 282 - 267 و ج 8 ص 353 ( 2 ) تفسير المنار ج 1 ص 275 - 267 ( 3 ) تفسير القرطبى ج 4 ص 2611 ، و تفسير الكبير ج 14 ص 40 - 39 ( 4 ) تفسير الكبير ج 2 ص 178 - 177 ، و تفسير المنار ج 8 ص 354 ( 5 ) مجمع البيان ج 4 ص 65 ط تهران