تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
5 - اين معنا خلاف ظاهر بعضى از روايات و خلاف صريح بعضى ديگر آنها است ، چون ظاهر آن دسته و صريح اين دسته اين است كه در مقام بيان تاويل آيه است ، و اينكه در آخر گفتند : « و ليكن در دنيا كه مكان تكليف و عمل بود آن موقف را از ياد ما بردى » جوابش از جواب اشكال اول معلوم مىشود . 6 - ظهور كلام همين كه در معنايى مستقر گرديد كافى است در اينكه كلام حجت باشد و موقوف بر اين نيست كه در آن معنا صراحت داشته باشد ، و صرف اينكه ممكن است آيه مورد بحث را حمل بر تمثيل كرد باعث نمىشود كه حمل بر آن هم بكنيم مگر اينكه بخاطر موانعى نتوانيم بر ظاهرش حمل كنيم و از در ناچارى بگوييم مقصود از آن ، تمثيل است ، و در آيه مورد بحث چنين مانعى وجود ندارد . و اما اينكه گفتيد : روايات ضعيف و غير قابل اعتماد است چنين نيست ، زيرا بعضى از آنها صحيح و بعضى ديگر موثق است ، و در بحث روايتى آينده به زودى خواهد آمد كه صدور آنها مورد وثوق است .
اين بود خلاصه بحث و اعتراض در باره مفاد آيه كه در بين منكرين عالم ذر و مثبتين آن در گرفته ، و دقت كامل در آيه و روايات و تامل در آنچه كه مثبتين در صدد اثبات آن و منكرين در مقام دفعش هستند ما را وادار مىكند به اينكه بحث را به يك جهت ديگرى غير آن جهتى كه دو فريق نامبرده در آن مشاجره دارند سوق دهيم . آن چيزى كه مثبتين از روايت فهميده و آن را حمل بر آيه نموده و بر اثبات آن همت گمارده‌اند خلاصه اش اين است كه : خداى سبحان بعد از آنكه آدم را به صورت انسانى تمام عيار آفريد نطفه هايى را كه در صلب او تكون يافته و بعدها عين آن نطفه ها اولاد بلا فصل او شدند بيرون آورد و از آن نطفه ها نطفه هاى ديگرى كه بعدها فرزندان نطفه هاى اول شدند بيرون كشيد ، و اجزاى آن را تجزيه نموده اجزاء اصلى را از ساير اجزاء جدا ساخت ، آن گاه از ميان اين اجزاء اجزاى ديگرى را كه نطفه ساير اجزاء بودند بيرون آورده و همچنين از اجزاء اجزاء ، اجزاى ديگرى را بيرون آورد و اين عمل را آن قدر ادامه داد تا آخرين اجزايى كه از اجزاء متعاقبه در تجزيه مشتق مىشد بيرون آورد ، و به عبارت ديگر نخست نطفه آدم را كه ماده اصلى بشر است بيرون آورد و آن را با عمل تجزيه به عدد بىشمار بنى آدم تجزيه نمود ، و نصيبى كه بر هر فرد فرد بنى نوع بشر از نطفه پدر بزرگ خود داشتند معلوم كرد ، و در نتيجه نطفه هاى مزبور به صورت ذراتى بىشمار درآمد . آن گاه خداى سبحان هر يك از اين ذرات را به صورت انسانى تام الخلقه و عينا نظير