تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بر اخراج اولاد اولاد از صلب اولاد و همچنين . پس ، از كلمه بنى آدم استفاده مىشود كه خداى تعالى اولاد بلا فصل آدم را از صلب آدم ، و از كلمه ذريه استفاده مىشود كه اولاد اولاد او را از صلب اولاد او بيرون آورد تا رسيد به آخرين اولاد او ، عينا نظير بيرون آمدن ايشان در دنيا كه نشاء توالد و تناسل است . فخر رازى در تفسير خود از اشكال سوم چنين پاسخ داده كه : « بيرون آمدن اولاد صلبى آدم از صلب او از ناحيه خبر استفاده مىشود ، هم چنان كه بيرون آمدن اولاد اولاد از صلب پدران خود ، از ناحيه آيه شريفه بدست مىآيد ، پس دلالت مجموع آيه و خبر بر مجموع بنى آدم تمام است . و ليكن همانطورى كه خواننده خود ملاحظه مىكند جواب فخر رازى قانع كننده نيست » . اما اخبارى كه مىگويد : خداوند ذريه آدم را از صلب او بيرون آورده و از آنها ميثاق گرفت ؟ اين اخبار در مقام شرح داستان مزبور است نه در مقام شرح الفاظ آيه تا در آنها اشكال كنيد به اينكه با ظاهر قرآن موافق نيست و يا مخالف آن است . و اما اينكه گفتيد : « و لازمه اين كلام اين است كه بتوان براى ذريه ، پدران مشركى فرض كرد و اين معنا شامل فرزندان بلا فصل آدم نمىشود » و نيز اينكه گفتيد : « آيه شريفه عام نيست بلكه تنها مخصوص مشركينى است كه داراى پدران مشرك بوده‌اند و فرزندان بلا فصل آدم و جميع افراد با ايمان و همچنين مشركينى را كه داراى پدران مشرك نبوده‌اند شامل نمىشود » اشكال صحيحى نيست ، براى اينكه منظور آيه شريفه اين است كه : خداى سبحان اين كار را كرد تا مشركين در روز قيامت نگويند : * ( « إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا . . . » ) * اين معنايش اين نيست كه فرد فرد مشركين بگويند : « إنما أشرك آبائي » تا برگشت معناى آيه به اين شود كه ما اگر اين كار را نمىكرديم يك يك افرادى را كه مىخواستيم عذاب كنيم مىگفتند : من مشرك نشدم بلكه نياكان من مشرك شدند و من تابع ايشان بودم نه متبوع ، غرض آيه شريفه متعلق به چنين معنايى نشده بلكه گفتارى را كه نقل كرده كلام مجموع مشركين است . 4 - جواب از اين اشكال نيز از جواب اشكال قبلى استفاده مىشود ، آيه و روايت هم دلالت دارند بر اينكه خداوند بعد از آنكه جدا كرد بنى آدم را ، و پدران را از فرزندان متمايز ساخت آن گاه همه را به حالت جمعيت و وحدت برگردانيد .
هامش
( 1 ) زيرا نمىتوان گفت كه آيه شريفه از اخذ ميثاق از فرزندان بلا فصل آدم ساكت و در دلالت خود ناقص است . رجوع شود به تفسير فخر رازى ج 15 ص 51 ط تهران .