تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
درك حقيقت خود و تحمل آن در موقعى كه از او سؤال مىشود شهادت دهد . و از آنجايى كه نفس هر صاحب نفسى از جهاتى به غير خود ارتباط و تعلق دارد ، و ممكن است انسان نسبت به پاره اى از آنها استشهاد شود ، و نسبت به پاره اى ديگر نشود ، از اين رو اضافه كرد : * ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ) * تا بدين وسيله مورد استشهاد را معلوم كرده باشد ، و بفهماند آن امرى كه براى آن ، ذريه بشر را استشهاد كرده‌ايم ربوبيت پروردگار ايشان است تا در موقع پرستش به ربوبيت خداى سبحان شهادت دهند . پس انسان هر قدر هم دچار كبر و غرور باشد و هر چند رو به راه بودن وضع زندگيش مغرورش كرده باشد نمىتواند اين معنا را حاشا كند كه مالك وجود خود نبوده ، و در تدبير امور خود مستقل و بىنياز نيست ، چون اگر مالك وجود خود بود خويشتن را از مرگ و ساير آلام و مصائب زندگى نگه مىداشت ، و اگر در تدبير امور خود مستقل بود ، هرگز ناچار نمىشد كه در برابر اسباب طبيعى و وسائلى كه او به خيال خود مدبر آنها و حاكم در آنها است خضوع كند ، آن هم اسباب و وسائلى كه خود آنها نيز مانند انسان به غير خود محتاجند ، و در برابر حكم حاكمى غيبى هر چند عليه شان باشد مطيع و منقادند ، و حوائجشان بدست انسان برآورده نمىشود و انسان حاكم و مدبر آنها نيست . پس احتياج آدمى به پروردگارى كه مالك و مدبر است جزو حقيقت و ذات انسان است ، و فقر به چنين پروردگارى در ذات او نوشته شده ، و ضعف بر پيشانيش مكتوب گشته ، و اين معنا بر هيچ انسانى كه كمترين درك و شعور انسانى را داشته باشد پوشيده نيست ، عالم و جاهل ، صغير و كبير و شريف و وضيع همه در اين درك مساويند . آرى ، انسان در هر منزلى از منازل انسانيت قرار داشته باشد از ناحيه ذات خود اين احساس را مىكند كه براى او پروردگارى است كه مالك او و مدبر امور او است ، و چطور ممكن است اين احساس را نداشته باشد با اينكه احتياج ذاتيش را درك مىكند ؟ و چگونه تصور دارد كه شعور او حاجت را درك بكند و ليكن آن كسى را كه احتياجش به او است درك نكند ؟ پس اينكه فرمود : * ( « ألَسْتُ بِرَبِّكُمْ » ) * بيان آن چيزى است كه بايد به آن شهادت داد ، و جمله * ( « بَلى شَهِدْنا » ) * اعتراف انسانها است به اينكه اين مطلب را ما شاهد بوديم و چنين شهادتى از ما واقع شد . و لذا بعضى گفته‌اند آيه شريفه اشاره است به آن مواردى كه انسان در زندگى دنيايش به احتياج خود در جميع جهات زندگى و متعلقات و لوازم و احكام وجودش پى مىبرد ، و معنايش اين است كه ما بنى آدم را در زمين خلق كرديم و ايشان را در اقطار زمين پراكنده نموده
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 401 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى