صاحب تفسير المنار در ذيل آيه مورد بحث گفته : داستان مذكور در اين آيه غير داستان ميقات موسى است ، و استدلال كرده به اينكه اولا از فصاحت كلام خداى تعالى به دور است كه در وسط نقل داستانى به داستان ديگرى بپردازد ، و ثانيا اگر رجفه ، كيفر درخواست رؤيت بود جا داشت بفرمايد : « آيا ما را به جرم سخنى كه سفهاى ما گفتهاند هلاك مىسازى » نه اينكه بفرمايد : « آيا ما را به جرم عملى كه سفهاى ما كردهاند . . . » بعلاوه در اين آيه نفرموده كه همراهان موسى چه گفتهاند ، و معلوم نيست كه در اينجا نيز جمله « خدا را به ما آشكارا نشان ده » را گفته باشند ، بلكه حق مطلب اين است ، كه در اينجا سه داستان از بنى اسرائيل نقل شده ، يكى داستان درخواست رؤيت و نزول صاعقه ، ديگر داستان ميقات موسى و صعقه خود او ، و سوم داستان ميقات رفتن هفتاد نفر و نزول رجفه كه - ان شاء اللَّه - در مبحث روايتى آينده ايرادش خواهيم كرد .
صاحب المنار سپس اضافه كرده است كه : بخاطر همين اشكالات بوده كه جمعى از مفسرين گفتهاند ميقاتى كه در آيه مورد بحث ذكر شده غير از ميقات اول است كه ميقات خود موسى است ، و داستان از اين قرار بوده كه پس از بازگشتن موسى از ميقات و مواجه شدن با گوساله پرستى قوم ، خداوند او را مامور كرده تا دوباره به اتفاق جمعى از بنى اسرائيل به ميقات برود ، و اين عده در آنجا از عمل زشتى كه مرتكب شدهاند عذرخواهى كنند . موسى ( ع ) هفتاد نفر از ايشان را برگزيده و به طور برده است ، و در آنجا بود كه بخاطر آن سخنى كه گفته بودند به رجفه يعنى لرزه بدنى مبتلا شدند ، و وقتى موسى ديد نزديك است همگى از اين درد هلاك شوند دعا كرد و به دعاى وى نجات يافتند .
آن گاه گفته است : عده ديگرى از مفسرين گفتهاند : بعد از مرگ هارون ، بنى اسرائيل موسى را به قتل وى متهم ساخته و گفتند : تو به وى حسد برده و او را كشتى . موسى وقتى ديد در اين امر خيلى پافشارى دارند هفتاد نفر از ايشان را كه از آن جمله فرزند خود هارون بود انتخاب نمود و به كنار قبر هارون آورد و در اين باب با قبر او سخنى گفته و هارون از قبر جواب داده و او را بىگناه معرفى نموده ، در اينجا بود كه گفتند : ما به برائت تو نزد قوم شهادت نمىدهيم مگر اينكه از خدايت بخواهى تا ما را نيز پيغمبرانى قرار دهد ، و بخاطر اين حرف دچار رجفه شدند .
و بعضى ديگر گفتهاند : بنى اسرائيل از موسى تقاضاى رؤيت خدا را كرده و موسى از ميان ايشان هفتاد نفر را انتخاب نموده و به طور برد ، در آنجا اين تقاضا را كردند و به رجفه دچار شدند ، و خداوند دوباره ايشان را زنده كرد ، الا اينكه اين خود يك جريان مستقل و غير از
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٥٢