تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
آيه شريفه از جهت معنا مترتب بر آيات بعدى است كه داستان مراجعت موسى را ذكر مىكند ، چون بنى اسرائيل بعد از مراجعت موسى متنبه شدند . و در آيات سوره « طه » نيز تنبه ايشان را بعد از مراجعت موسى ( ع ) ذكر مىكند ، و اگر در اينجا جلوتر ذكر كرده براى اين است كه در اينجا تنها خواسته است ندامت ايشان را از كرده خود ذكر نمايد و بدنبال آن ، اظهارات ايشان را كه گفتند : * ( « لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَيَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ » ) * نقل نمايد ، چون هر گوينده اى وقتى بخواهد ندامت و پشيمانى قومى را حكايت كند مناسبتر آن است كه خطاى آنها را ذكر نموده آن گاه بلا فاصله اظهار ندامتشان را نقل كند ، و ميان اين دو فاصله زياد نيندازد ، خداى تعالى هم به همين ملاحظه وقتى در آيه قبلى گوساله پرستى ايشان را ذكر نمود بلا فاصله و بدون پرداختن به جريان برگشتن موسى ( ع ) در آيه بعد ، ندامت و حسرت ايشان را نقل نمود . علاوه بر اين ، از آنجايى كه اظهار ندامت بنى اسرائيل صورت دعا را دارد ، و در ذيل داستان مراجعت موسى ( ع ) هم صحبت از دعاى موسى به خود و برادرش به ميان آمد لذا اظهار ندامت بنى اسرائيل را جلوتر ذكر كرد تا اين دو دعا با هم نقل نشده باشد .
* ( « وَلَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِه غَضْبانَ أَسِفاً . . . » ) * كلمه « اسف » - به كسر سين - صفت مشبهه از « أسف » است كه به معناى شدت غضب و اندوه است . و « خلفتمونى » از « خلافة » است كه به معناى جانشينى براى كسى است بعد از آن كس . و « عجلتم » از « عجلة » است كه معنايش طلب كردن چيزى است قبل از رسيدن موقعش ، راغب در كتاب مفردات مىگويد : وقتى گفته مىشود « عجلت امرا كذا » معنايش اين است كه تو فلان كار را قبل از رسيدن موقعش انجام دادى « 1 » . در نتيجه معناى آيه اين مىشود : وقتى موسى به سوى قوم خود بازگشت در حالى كه خشمگين و اسفناك بود - چون خداى تعالى او را در هنگام مراجعتش از گمراهى و گوساله پرستى قومش خبر داده بود - ايشان را مذمت و توبيخ نمود و گفت : چه بد جانشينانى براى من بوديد ، چرا از فرمان پروردگارتان پيشتر رفتيد ؟ و حال آنكه فرمان او فرمان كسى است كه خير و صلاح شما به دست اوست ، و او هيچ فرمانى نمىدهد مگر اينكه همه به مقتضاى حكمت بالغه او است ، و عجله ديگران و رضايت و كراهتشان هيچ اثرى در كارهاى او ندارد . و از ظاهر سياق بر مىآيد كه مراد از امر همان چيزى بوده كه خداوند بخاطر او موسى را به ميقات خود دعوت فرمود ، و آن مساله نزول
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 323 ماده عجل