تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
اين بود كه در ذهن بنى اسرائيل اين مشخصه از موسى ( ع ) مركوز و معهود بود كه او با خداوند حرف مىزند و مردم را به راه او هدايت مىكند و خداوند با او حرف مىزند و او را به راه خود دلالت مىنمايد و چون چنين ارتكازى را داشتند مىبايست اين معنا را فهميده باشند كه اگر گوساله مزبور خداى ايشان و خداى موسى بود ، قدرت بر سخن گفتن مىداشت و مردم را هدايت مىكرد ، و چون اين سؤال بود كه چطور بنى اسرائيل مطلبى به اين روشنى را نفهميدند لذا فرمود : * ( « اتَّخَذُوه وَكانُوا ظالِمِينَ » ) * .
* ( « وَلَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا . . . » ) * در مجمع البيان فرموده : معناى جمله * ( « سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ » ) * اين است كه بلا در دستهايشان قرار گرفت ، يعنى طورى بلا بر ايشان مسلط شد كه گويى دستهايشان در آن بود ، و اين تعبير را غالبا در باره نادمينى كه به آثار سوء عمل گذشته شان مبتلا شده‌اند و اين ابتلاء را پيشبينى نمىكردند به كار برده و گفته مىشود « سقط فى يده » ، البته « اسقط فى يده » هم گفته مىشود ، و ليكن اولى فصيحتر است . بعضى هم گفته‌اند معناى جمله مزبور اين است كه : اثر سويى كه او را زيان مىرساند در دستش افتاد . « 1 » البته در تفسيرهاى « 2 » مطول وجوه بسيارى در توجيه اين جمله ذكر شده و ليكن بيشتر آن وجوه - اگر نگوييم همه آنها - خالى از تكلف نيست ، و از همه آنها نزديكتر به ذهن همان وجهى است كه ما از كتاب مجمع البيان نقل نموديم ، چون از ظاهر سياق آيه بر مىآيد كه مراد از جمله مورد بحث اين است كه بنى اسرائيل وقتى به خود آمدند و فهميدند كه چه عملى كرده‌اند ، و بدست آوردند كه در اين عمل گمراه بوده‌اند گفتند : « چه و چه » . پس ظاهر سياق ، معناى تنبه و توجه به غفلت گذشته را افاده مىكند ، گويا عملى را كه كرده‌اند به حضور آن كسى كه براى او كرده‌اند تقديم نموده‌اند و او عملشان را زشت و نكوهيده يافته و آن را جلو صاحبانشان پرت كرده ، و صاحبان عمل آن را برداشته و از نزديك در آن نظر انداخته و ديده‌اند كه سخت گمراه بوده‌اند و در انجام اين عمل آن امرى را كه نمىبايست در آن اهمال كنند رعايت ننموده و در نتيجه عملشان فاسد شده است ، و بهر حال جمله مورد بحث به منزله يك مثل معروف است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 480 ط تهران ( 2 ) تفسير ابو الفتوح ج 5 ص 290 ط تهران و تفسير قرطبى ج 7 ص 285 ط بيروت و تفسير فخر رازى ج 15 ص 7 ط تهران
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 320 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى