مىآيند تقويت نموده و زمين را در تيول آنان قرار مىدهد ، چه قدرتى بالاتر از اين ؟
اينهم كه فرمود : * ( « وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى » ) * براى اين است كه برساند به ملك و سلطنت رسانيدن بنى اسرائيل و هلاك كردن دشمنان ايشان بر وفق قضاى حتميش بوده ، موسى ( ع ) هم گويا از اين قضا خبرى داشته كه در وعده به بنى اسرائيل گفته است : * ( « عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ » ) * . آيه شريفه « وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ » « 1 » نيز اشاره به همين معنا دارد .
و اما معناى « تماميت كلمه » - تمام شدن كلمه ، خارج شدن آن از مرحله قوه و استعداد به مرحله فعليت و وقوع است ، البته ناگفته نگذاريم كه جهت و علت تمام شدن كلمه پروردگار در خصوص داستان بنى اسرائيل صبر ايشان بوده و لذا فرموده : * ( « بِما صَبَرُوا » ) * .
جمله * ( « وَدَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ . . . » ) * به اين معنا است كه ما آن صنايعى كه قوم فرعون داشته و آن قصرهايى كه افراشته بودند و آن تاكستانهايى كه به وجود آورده و داربستهايى را كه براى موبنها ساخته بودند از بين برديم .
بحث روايتى
در مجمع البيان « 2 » است كه ابن عباس و سعيد بن جبير و قتاده و محمد بن اسحاق بن بشار مطلبى را گفتهاند ، و على بن ابراهيم « 3 » هم همان مطلب را به سند خود از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده ، و آن مطلب كه از مجموع روايات گرفته شده اين است كه :
بعد از ايمان ساحران به موسى و شكست خوردن فرعون و اصرار بر كفر خود ، هامان به فرعون گفت : مردم بطورى كه مىبينى يكى پس از ديگرى به موسى ايمان مىآورند ، بايد فكرى كرد ، من فكر مىكنم صلاح در اين باشد كه مامور بگذارى تا هر كس را كه به دين موسى در آمده زندانيش كنند .
پس فرعون هر كس را كه به موسى ايمان آورده بود حبس نمود . خداوند هم فرعونيان را
هامش
( 1 ) اينك مىخواهيم كه منت نهيم بر آن مردمى كه در زمين مستضعف بودند و ايشان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم . سوره قصص آيه 5
( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 468
( 3 ) تفسير قمى ج 1 ص 237