به عذابهاى گوناگونى از قبيل كمبود زراعت و امثال آن مبتلا نمود ، و در آخر طوفانى بر آنان مسلط كرد تا تمامى خانه هاى آنان را در هم فرو ريخت ، فرعونيان ناگزير به بيابان گريختند ، و خيمه ها به پا كردند ، و اما خانه هاى بنى اسرائيل يك قطره از آب سيل به آنها نرسيد ، و زمينهاى زراعتى آنان نيز آسيبى نديد ، بر عكس براى فرعونيان هيچ زمين زراعتى نماند ، لذا به موسى گفتند : از خدايت بخواه اين بارندگى هولناك را از ما قطع كند ، كه اگر چنين كنى ما به تو ايمان آورده و بنى اسرائيل را از زندانها رها كرده با تو روانه مىسازيم .
موسى ( ع ) از خدا خواست و خداوند هم عذاب را از آنان برداشت ، و ليكن متاسفانه به وعده خود وفا ننموده و ايمان نياوردند . اين بار هامان به فرعون گفت : اگر بنى اسرائيل را آزاد كنى به دست خود ، موسى را بر خود غلبه داده اى ، و او بطور مسلم سلطنت تو را از بين خواهد برد ، لذا فرعون بنى اسرائيل را رها ننمود و در باره بارانهاى خطرناك گفت :
بارانى كه آمد عذاب نبود ، بلكه نعمتى بود براى ما زيرا دشت و صحراى ما را پس از خشكى و مردگى زنده و سر سبز و خرم نمود ، و چون چنين كردند خداوند هم - به روايت على بن ابراهيم « 1 » در سال دوم و به روايت ديگران « 2 » در ماه دوم ملخ را بر زراعتها و اشجار ايشان مسلط كرد ، بطورى كه از زراعت و درختان چيزى باقى نگذاشت بلكه موى سر و ريش آنان و لباس و فرش و زندگىشان را هر چه بود خوردند ، و حال آنكه همين ملخها به خانه هاى بنى اسرائيل داخل نمىشدند و هيچگونه آزارى نمىرساندند .
مردم همه سر و صدايشان بلند شد ، و فرعون شديدا به جزع و فزع در آمد ، و به موسى ( ع ) گفت : اين بار هم از پروردگارت بخواه اين بلا را از ما بگرداند ، و بطور قطع من نيز دست از بنى اسرائيل بر مىدارم . موسى ( ع ) دعا كرد و ملخ بعد از آنكه يك هفته يعنى از شنبه تا شنبه ديگر بر ايشان مسلط بود از آنان بر طرف گرديد .
بعضىها « 3 » در كيفيت دعاى موسى ( ع ) گفتهاند كه وى نگاهى به آسمان نمود و سپس عصاى خود را به طرف مشرق و مغرب به حركت در آورد ، و بدون درنگ ملخها از همان طرف كه آمده بودند برگشتند ، تو گويى اصلا ملخى نيامده بوده . اين بار هم هامان نگذاشت فرعون به وعده خود وفا كند و بنى اسرائيل را آزاد سازد ، لذا در سال سوم - به روايت
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 237
( 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى ج 5 ص 261
( 3 ) تفسير جرجانى ج 3 ص 234