را در مهاجرتش تنها بگذارند ، و به خيال خود از مزاحمتش آسوده گشته و افراد قوم خود را هم از دست نداده باشند ، چون كفار تنها با شعيب دشمن بودند و دشمنى آنان با گروندگان به او به خاطر او بود ، و گر نه با خود گروندگان هيچ گونه عداوتى نداشتند .
به هر تقدير آيه مورد بحث چه به معناى اول باشد و چه به معناى دوم ، و خلاصه مقصود از متابعت چه به معناى گرويدن به او باشد و چه به معناى مهاجرت با او ، به هر حال به منزله توطئه و زمينه چينى براى جمله * ( « الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ » ) * است .
* ( « فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » ) * كلمه « اصبحوا » به معناى « صاروا » ( گرديدند ، شدند ) و يا به معناى « صبح كردند » است ، و معناى آيه ، در آيه مشابه آن در داستان صالح گذشت .
* ( « الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا ) * . . . * ( كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ » ) * راغب در مفردات خود مىگويد : « غنى فى مكان كذا » به اين معنا است كه فلانى در فلان مكان زياد اقامت گزيد ، تو گويى با اقامت در آن مكان از هر مكان ديگرى بىنياز است و كلمه « 1 » كان مخفف « كان » است ، و جهت تخفيفش اين است كه بر سر جمله فعليه در آمده است بنا به گفته راغب جمله * ( « الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً . . . » ) * حال تكذيب كنندگان قوم شعيب را به حال كسى تشبيه مىكند كه نتوانسته در وطن اصلى خود زياد اقامت كند ، چون نوعا اين گونه اشخاص از جهت نداشتن علاقه و اهل و عشيره و خانه و زندگى به آسانى از وطن چشم مىپوشند ، به خلاف كسانى كه در وطن خود علاقه دارند و در آن زياد اقامت گزيدهاند كه چشمپوشى از آن برايشان دشوار است تا چه رسد به مردمى كه قرنها و نسلا بعد نسل در سر - زمينى به سر برده باشند .
خداى متعال قوم شعيب را كه چنين مردمى بودند ، به مردمى تشبيه نموده كه هيچ علاقه اى به سرزمين خود نداشتهاند ، زيرا به اندك مدتى و با يك زلزله شديد به ديار خاموشى شتافتند .
كفار خيال مىكردند كه شعيب و قومش ضرر خواهند كرد ، و ليكن خيالشان باطل شد و خودشان زيانكار شدند « وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّه وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ » « 2 » .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 379 ط مكتبه المرتضويه
( 2 ) سوره آل عمران آيه 54