تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
لحظه هم به خدا شرك نورزيده باشد ، براى اينكه شعيب هم مانند ساير مردم هيچ خير و شرى را از خود مالك نبوده و هر خيرى كه به او رسيده از ناحيه پروردگار بوده است . * ( « وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها » ) * - اين جمله به منزله اعراض از گفته هاى قبلى و ترقى دادن مطلب و آن را كه قبلا قطعى نبود بطور قطع بيان داشتن است ، گويا فرموده : ما از برگشتن به كيش شما كراهت داريم ، زيرا اين برگشت مستلزم افتراى به خدا است ، بلكه چنين كارى را به هيچ وجه مرتكب نمىشويم . * ( « إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه رَبُّنا » ) * - همانطورى كه گفتيم جمله * ( « وَما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها » ) * به منزله اين است كه گفته شود : « ما ابدا به كيش شما بر نمىگرديم » و چون اين قسم حرف زدن از ادب انبياء دور و به گفتار اشخاص جاهل به مقام پروردگار بيشتر شبيه است ، لذا شعيب ( ع ) اضافه كرد كه « مگر خداوند متعال بخواهد كه ما از راه راست منحرف شويم » آرى آدمى هر چه هم كامل باشد ، باز جائز الخطا است ، و ممكن است در اثر ارتكاب گناهى دچار عقوبت پروردگار گردد و سلب عنايت از او شده ، و در نتيجه از دين خدا مطرود گشته ، در ضلالت بيفتد . اينكه شعيب ( ع ) هم اللَّه تعالى را اسم برد و هم ربنا را براى اشاره به اين بود كه اللَّه تعالى همان كسى است كه امور ما آدميان را اداره مىكند ، او هم إله ( معبود ) است و هم رب ، پس اينكه بتپرستان خداى تعالى را إله دانسته و ليكن ربوبيت را از شؤون بتها پنداشته ، يكى را رب دريا و ديگرى را رب خشكى يكى را رب آسمان و ديگرى را رب زمين و خلاصه هر بتى را رب يكى از شؤون عالم دانسته‌اند ، صحيح نيست . * ( « وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً » ) * - اين جمله به منزله تعليل جمله قبلى است ، گويا كسى از او مىپرسد : « بعد از آنكه بطور قطع گفتى هرگز به كيش شما بر نمىگرديم » ديگر گفتن ان شاء اللَّه چه معنا داشت ؟ شعيب ( ع ) هم در جواب فرموده ، اين حرف را براى اين زدم كه پروردگار من به هر چيزى عالم است ، و من به آنچه كه او مىداند احاطه ندارم و هر علم و اطلاعى را هم كه دارم او به من عطا فرموده ، بنا بر اين ممكن است مشيت او به چيزهايى تعلق بگيرد كه به نفع يا به ضرر من باشد و من از آن بىخبر باشم ، مثلا ممكن است او بداند كه ما به زودى نافرمانيش خواهيم كرد ، و به همين جهت مشيت او تعلق بگيرد به اينكه ما به كيش شما برگرديم ، اگر چه الآن به حسب ظاهر از كيش شما متنفريم . * ( « عَلَى اللَّه تَوَكَّلْنا » ) * - بعيد نيست كه ذكر اين جمله نيز براى اشاره به همان نكته قبلى باشد ، چون خداوند كسى را كه به او اعتماد و توكل مىكند از شر هر چيزى كه از آن بترسد