* ( « قالُوا أجِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّه وَحْدَه وَنَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا . . . » ) *
قوم هود براى اينكه او را به نوعى از استهزاء ساكت كنند ، مساله تقليد از پدران را به رخ او كشيدند . * ( « قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ . . . » ) *
« رجس » و « رجز » چيزى است كه اگر با چيزى ديگر برخورد بكند بايد از آن چيز صرفنظر نموده ، آن را دور انداخت . مدفوع انسان را هم از همين جهت رجس و رجز گفتهاند ، هود ( ع ) نيز در اين كلام خود ، عذاب را رجس خوانده ، چون طبعا انسان از عذاب تنفر داشته و شخص معذب خود را از اشخاص ايمن از عذاب دور مىسازد .
هود ( ع ) در جواب قوم خود گفت : اين اصرارى كه شما در پرستش بتها و تقليد كوركورانه از پدران خود مىورزيد ، باعث دورى شما از خدا و غضب خدا بر شما گشت ، و سبب شد آن عذابى كه از در انكار مىگفتيد : چه وقت نازل مىشود ؟ به همين زودى بر شما نازل گردد ، پس منتظر آن باشيد و من هم با شما انتظار آن را دارم .
* ( « أتُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّه بِها مِنْ سُلْطانٍ » ) * - هود ( ع ) در اين جملات استدلالى را كه قوم بر الوهيت بتها مىكردند رد مىكند ، چون قومش مىگفتند : پدران ما كه اين بتها را مىپرستيدند از ما عاقلتر بودند ، و ما ناگزير بايد از آنان پيروى كنيم ، هود ( ع ) در جواب مىفرمايد : پدران شما نيز مانند شما برهان و دليل صحيحى بر خدايى اين بتها نداشتند ، و مساله خدا بودن آنها جز نامهايى كه شما بر آنها نهادهايد چيز ديگرى نيست ، اين شماييد كه به دست خود سنگ يا چوبهايى را تراشيده يكى را خداى ارزانى و فراوانى نعمت ، و ديگرى را خداى جنگ و سومى را خداى دريا و يا خشكى خواندهايد ، جز نامگذارى شما ماخذ ديگرى نداشته و خدايى آنها جز در اوهام شما مصداق ديگرى ندارد ، و آيا با يك مشت اوهام كه اسمگذاريش به اختيار خود انسان است ، مىخواهيد ادعاى مرا كه توأم با دليل و برهان قطعى است جواب دهيد ؟ .
اين طرز بيان در استدلال بر بطلان مسلك بتپرستى در قرآن كريم فراوان به چشم مىخورد ، و اين خود لطيفترين بيان و برنده ترين حجتى است بر بطلان اين مسلك ، زيرا هر صاحب ادعايى كه نتواند بر حقانيت ادعاى خود اقامه حجت و برهان كند ، در حقيقت برگشت ادعايش به خيال و فرض نامگذارى مىشود ، و از بديهىترين جهالتها است كه انسان در مقابل برهان لجاجت ورزيده به يك مشت موهومات و فرضيات اعتماد كند ، و اين طرز بيان ، تنها در مساله پرستش جريان ندارد ، بلكه اگر در آن دقت شود در هر چيزى كه انسان به آن