كه : در آيه مورد بحث سؤالى در تقدير است ، گويا پس از آنكه فرمود : * ( « وَإِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً ) * و هود را فرستاديم به سوى قوم عاد » كسى پرسيده است : از كلام نوح با خبر شديم ، اينك بفرما ببينيم هود به قوم چه گفت ؟ در جواب فرمود : * ( « قالَ يا قَوْمِ . . . » ) * « 1 » .
و اين سؤال و جواب در داستان نوح ( ع ) تصور ندارد ، براى اينكه داستان مزبور ، اولين داستانى است كه در اين آيات ايراد شده است .
* ( « قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِه . . . » ) *
بطورى كه از داستان هود و قومش كه به زودى آن را نقل مىكنيم بر مىآيد عده اى از قوم وى ايمان داشته و از ترس سايرين ايمان خود را پنهان مىداشتند ، بخلاف قوم نوح كه يا هيچ يك از آنها ايمان نداشتند ، يا اگر داشتند ايمانشان را پنهان نمىكردند ، و به داشتن ايمان ، معروف و انگشتنما بودهاند ، لذا در آيه مربوط به قوم نوح فرمود : « قالَ الْمَلأُ مِنْ قَوْمِه همه بزرگان قومش گفتند . . . » ، و ليكن در خصوص داستان هود فرمود : * ( « قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِه ) * گروهى كه از بزرگان قوم وى كه كافر بودند ، گفتند . . . » . زمخشرى نيز در وجه فرق بين اين دو تعبير همين معنا را ذكر كرده است « 2 » .
* ( « إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكاذِبِينَ » ) * - قوم هود از آنجايى كه بر سنت بتپرستى خو كرده بودند ، و بتها در دلهايشان ، مقدس و محترم بود ، و با اين حال كسى جرأت نداشت سنت غلط آنان را مورد اعتراض قرار دهد لذا از كلام هود خيلى تعجب كرده ، با تاكيد هر چه بيشتر ( يعنى با به كار بردن لام در « لنراك » و استعمال لفظ « ان » در « انا » و لام در « لنظنك » ) اولا او را مردى سفيه و كم عقل ، و رأى او را رأيى غلط خوانده ، و ثانيا او را به ظن بسيار قوى از دروغگويان پنداشتند .
از لفظ « كاذبين » و همچنين از لفظ « رسل » كه در جمله « وَتِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْا رُسُلَه » « 3 » بر مىآيد كه قوم هود غير از آن جناب ، پيغمبران ديگرى را هم تكذيب و نافرمانى كردهاند .
* ( « قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفاهَةٌ . . . » ) *
حرفى كه در تفسير اين آيه بايد گفته شود ، همان حرفى است كه در آيه مشابه آن در داستان نوح گفتيم ، تنها چيزى كه در خصوص اين جمله بايد بگوييم اين است كه قوم هود
هامش
( 1 و 2 ) الكشاف ج 2 ص 116
( 3 ) سوره هود آيه 59