تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
غرض به آن وسيله فهمانيده شود . در كتاب روضة الواعظين از امام صادق از پدر بزرگوارش از جدش روايت شده كه فرمود : در عرش ، تمثال موجوداتى است كه خداوند در ترى و خشكى عالم خلق فرموده . و سپس فرمود : اين است تاويل آيه شريفه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » « 1 » . مؤلف : يعنى آيه شريفه مزبور نيز همين حقيقت را بيان مىكند كه صور جميع موجودات در عرش است ، و ما سابقا معناى بودن صور اشياء در عرش را بيان كرديم . نظير اين روايت در افاده اين معنا روايتى است كه در تفسير دعاى « يا من اظهر الجميل » وارد شده است . و نيز در روضة الواعظين از امام صادق از پدرش از جدش ( ع ) روايت شده كه در ضمن حديثى فرمود : بين يك قائمه از قوائم عرش و بين قائمه ديگر آن آن قدر فاصله است كه اگر مرغ تيزپروازى بخواهد آن را طى كند بايد هزار سال راه برود ، و عرش هر روز هفتاد هزار رنگ از نور به خود مىگيرد ، و هيچ خلقى از مخلوقات خدا توانايى اينكه به آن نگاه كند ندارد ، و همه موجودات عالم در مقابل عرش خدا به منزله حلقه اى است در بيابانى پهناور « 2 » . مؤلف : اين جمله اخير را شيعه و سنى از رسول خدا ( ص ) نيز روايت كرده‌اند . اين روايت هم مانند ساير روايات ائمه اهل بيت ( ع ) حقايق را در ضمن مثال بيان فرموده ، به دليل ظاهر توصيفى كه از بزرگى و وسعت عرش كرده ، به هر حسابى هم كه فرض شود درست در نمىآيد ، زيرا دوائرى كه اشعه نورانى ترسيم مىكنند به مراتب بزرگتر و وسيعتر از آن حدى است كه در اين روايت براى عرش خدا ذكر شده ، پس ناگزير بايد گفت : مقصود امام ( ع ) تشبيه معقول به محسوس بوده ، نه مدلول مطابقى كلام . و در كتاب علل از كتاب علل محمد بن سنان از حضرت رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : علت طواف به كعبه اين است كه بعد از آنكه خداى تعالى به ملائكه فرمود : « من در زمين خليفه اى قرار خواهم داد » و ملائكه اعتراض كردند كه آيا مىخواهى كسانى در زمين بيافرينى كه خونريزى كنند ؟ و آن گاه از اعتراض خود پشيمان شده ، فهميدند كه گناه كرده‌اند ناچار به عرش خدا پناه برده استغفار كردند ، و خداوند از اين حالت ملائكه خوشش آمد و به همين خاطر در آسمان چهارم خانه اى برابر عرش ساخت و اسم آن را « ضراح » گذاشت ، و
هامش
( 1 ) روضة الواعظين ص 47 ط قم . ( 2 ) روضة الواعظين ص 47
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 212 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى