تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مورد بحث به منزله تفسيرى است براى جمله * ( « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » ) * ، و اغلب آياتى كه عرش خدا را ذكر مىكند ، مانند همين آيه چيزى را هم كه دلالت بر تدبير خداى تعالى كند ، ذكر مىنمايد .
* ( « أَلا لَه الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبارَكَ اللَّه رَبُّ الْعالَمِينَ » ) * « خلق » به حسب اصل لغت به معناى سنجش و اندازه گيرى چيزى است براى اينكه چيز ديگرى از آن بسازند ، و در عرف دين در معناى ايجاد و ابداع بدون الگو استعمال مىشود . « امر » گاهى به معناى شان بوده و جمع آن « امور » است ، و گاهى هم به معناى دستور دادن و وادار كردن مامور ، به انجام كار مورد نظر مىباشد ، و بعيد نيست كه در اصل هم به همين معنا باشد ، و سپس به صورت اسم مصدر استعمال مىشود و به معناى نتيجه امر و آن نظمى است كه در جميع كارهاى مامور و مظاهر حيات او است ، و چون اين معنا منطبق با همه شؤون حياتى انسان است ، لذا لفظ « امر » به معناى اسم مصدر در شان انسان استعمال شد و آن چيزى كه وجودش را اصلاح مىكند ، و نيز از اين هم بيشتر وسعت يافته در شان هر چيز ، چه انسان و چه غير انسان استعمال شد . بنا بر اين ، امر هر چيزى همان شانى است كه وجود آن را اصلاح و حركات و سكنات و اعمال و ارادات گوناگونش را تنظيم مىكند ، پس اگر مىگويند : « امر العبد الى مولاه » معنايش اين است كه مولاى عبد حيات و معاش عبد را تدبير مىكند ، و معناى « امر المال الى مالكه » اين است كه : اختيار مال به دست مالك است ، و معناى : « امر الانسان الى ربه » اين است كه تدبير مسير زندگى انسان بدست پروردگار او است . در اينجا ممكن است كسى اشكال كند كه اگر « امر » به معناى شان باشد به صيغه « امور » ، جمع بسته مىشود ، هم چنان كه « امر » به معناى دستور به صيغه « اوامر » جمع بسته مىشود ، اين معنا با اينكه يكى از اين دو معنا به ديگرى برگردد منافات دارد . جواب اين اشكال اين است كه امثال اين تفننها در لغت بسيار است ، و اهل دقت و تتبع به اشباه و نظائر آن زياد بر مىخورند ، پس امر واسطه اى است كه هم به عبد ارتباط و اضافه دارد و هم به مولا . هم « امر العبد » گفته مىشود ، مانند : « وَأَمْرُه إِلَى اللَّه » « 1 » و هم امر مولى مانند « أَتى أَمْرُ اللَّه » « 2 » . خداى تعالى امرى را كه از اشياء مالك است در آيه
هامش
( 1 ) سوره بقره آيه 275 ( 2 ) سوره نحل آيه 1