تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
حق خارج خواهى شد ، و عقد ايمان و تصديقت گشوده خواهد گرديد « 1 » .
مؤلف : اين روايات همانطورى كه مىبينيد اصحاب اعراف را به كسى تفسير مىكند كه حسنات و سيئاتش در ميزان برابر هم باشد ، و اينكه در بعضى از روايات دارد كه جمله * ( « لَمْ يَدْخُلُوها وَهُمْ يَطْمَعُونَ » ) * كلام اصحاب اعراف است ، با آيات اعراف منطبق نيست ، و بيانش گذشت . علاوه بر اينكه در تفسير « وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ » « 2 » گفتيم كه ميزان يا به رجحان حسنات سنگين مىشود ، و يا به رجحان سيئات خفيف ، و اما اينكه حسنات و سيئات در ميزان با هم برابر باشد فرض ندارد چون معنا ندارد ميزان هم سنگين شود و هم سبك و اگر هم فرض كنيم كسانى باشند كه حسنات و سيئاتشان با هم برابر باشد چنين كسانى مانند كفار و مستضعفينى كه حجت بر آنها تمام نشده و در اثر ضعف مشاعر مكلف به تكليف نگرديده‌اند ، اعمالشان سنجيده نمىشود . بله ، از روايت اخير چه بسا استفاده شود كه منظور از كسانى كه حسنات و سيئاتشان برابر است همان مستضعفينى هستند كه در انتظار امر خدايند ، كه اگر خواست مشمول غفرانشان قرار دهد و اگر خواست عذابشان كند . و خلاصه استفاده شود كه برابرى حسنات و سيئات كنايه از نبودن رجحان باشد . بنا بر اين ، اشكال وزن بر طرف مىشود ، و ليكن اشكال ديگرى در روايت باقى مىماند ، و آن اين است كه با ظاهر آيات اعراف منطبق نيست ، چون در اين آيات براى اصحاب اعراف صفاتى ذكر شده كه جز بر مردان فوق العاده و مقربين درگاه خدا و صدرنشينان مقام كرامت و سعادت تطبيق نمىشود ، و معلوم است كه مستضعفين هر چه هم ما آنان را اهل سعادت بدانيم داراى چنين مقامى نيستند . در مجمع البيان از ابو عبد اللَّه ( ع ) نقل مىكند كه فرموده است : اعراف تلهايى است بين بهشت و دوزخ كه هر پيغمبر و يا وصى پيغمبر با گناهكاران امتش در آنجا مىايستند ، مانند سرلشكرانى كه با ضعفاى لشكر خود در قلب لشكر قرار مىگيرند ، آن گاه وقتى نيكوكاران امتش راه بهشت را پيش مىگيرند آن وصى پيغمبر به گناهكارانى كه با او ايستاده‌اند مىگويد : ببينيد برادران نيكوكار خود را ، كه به بهشت مىروند ، لا جرم گناه كاران به آنان سلام مىكنند ، اين است معناى * ( « وَنادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ » ) * و معناى
هامش
( 1 ) اصول كافى ج 2 ص 408 ( 2 ) سوره اعراف آيه 8