تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و نيز از ابن جرير و ابن منذر از ابى زرعة بن عمر و بن جرير نقل كرده كه گفت : شخصى از رسول خدا ( ص ) پرسيد : اصحاب اعراف چه كسانى هستند ؟ فرمود : ايشان آخرين كسانى هستند كه خداوند به حسابشان مىرسد ، پس از آنكه به حساب جميع بندگان رسيد به اين گروه مىفرمايد : شما قومى هستيد كه حسناتتان شما را از آتش بيرون كرد و تا كنون وارد بهشت نشده‌ايد ، اينك شما آزاد شدگان من هستيد ، در بهشت آزادانه بگرديد ، و از ميوه هاى آن استفاده كنيد « 1 » . مؤلف : قول به اينكه اصحاب اعراف كسانى هستند كه حسنات و سيئاتشان با هم برابر باشد از ابن مسعود و حذيفه و ابن عباس نيز نقل شده است . در كافى به سند خود از حمزه طيار نقل كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : مردم شش طايفه‌اند - تا آنجا كه مىگويد - من عرض كردم : اصحاب اعراف چه كسانى هستند ؟ فرمود : مردمى هستند كه حسنات و سيئاتشان برابر است ، چون اگر خداوند چنين كسانى را به دوزخ ببرد به جهت گناهان خود آنان است و اگر به بهشت داخلشان كند به رحمت خود با آنان رفتار كرده است « 2 » . و نيز در كافى به سند خود از زراره نقل كرده كه گفت : امام ابو جعفر به من فرمود : در باره اصحاب اعراف چه مىگويى ؟ عرض كردم : بالآخره از دو حال بيرون نيستند ، يا مؤمنند يا كافر ، اگر داخل بهشت شوند مؤمن ، و گر نه كافرند . فرمود : به خدا سوگند نه مؤمنند و نه كافر ، چون اگر مؤمن بودند در اعراف نمىماندند ، و مانند ساير مؤمنين داخل بهشت مىشدند ، و اگر كافر بودند ، باز در اعراف كارى نداشتند ، و مانند ساير كفار داخل دوزخ مىشدند ، و ليكن اينان قومى هستند كه حسنات و سيئاتشان برابر است . عرض كردم : سرانجام اهل بهشتند يا اهل دوزخ ؟ فرمود : همانطورى كه خداوند در باره آنان چيزى نفرموده تو نيز چيزى مگو . عرض كردم : پس امر آنان را به خدا واگذار كنم ؟ فرمود : بلى ، هم چنان كه خداوند هم آنان را به مشيت خود واگذار كرده ، اگر بخواهد آنان را به رحمت خود داخل بهشت مىكند و اگر بخواهد به كيفر گناهانشان به دوزخ مىبرد ، و ستمى هم به ايشان نكرده . عرض كردم : آيا كافر به بهشت مىرود ؟ فرمود : نه . عرض كردم : غير كافر به جهنم مىرود ؟ فرمود : نه ، مگر خدا بخواهد . اى زراره اگر از اينكه گفتم « مگر خدا بخواهد » تعجب كنى و آن را قبول نكنى از
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 87 ( 2 ) اصول كافى ج 2 ص 408
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 177 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى