تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
مربوط به من است ، و همچنين مرگم را با هر چه كه از امور آن مربوط به من است - و آن امور پس از مرگ است كه از زندگى دنيا سرچشمه مىگيرد چنان كه رسول خدا ( ص ) فرموده : « آن چنان كه زندگى مىكنيد خواهيد مرد » - همه را براى خدا قرار دادم ، بدون اينكه كسى را در آنها شريك او بدانم . و خلاصه من در جميع شؤون حيات و مماتم بنده اى هستم تنها براى خدا ، و روى خود را تنها متوجه او نمودم . چيزى را قصد نمىكنم و از چيزى روىگردان نيستم مگر براى او ، در مسير زندگيم قدمى برنمىدارم و به سوى مرگ قدم نمىگذارم مگر براى او ، چون او پروردگار همه عالميان و مالك همه و مدبر همه است . من به اين نحو از عبوديت مامور شده‌ام ، و اولين كسى كه تسليم خواسته او شود ، و آن عبوديت به تمام معنا را از هر باب و هر جهتى كه او خواسته قبول نمايد ، خودم هستم . از اينجا معلوم مىشود كه منظور از جمله * ( « إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه » ) * اين است كه آن جناب اخلاص بندگى خود را در نماز و عبادات ديگر و زندگى و مرگ اظهار كند ، و يا اين است كه در همه اين چهار چيز انشا ( عقد قلب ) نمايد نه اينكه دو امر اولى را با اخلاص بجاى آورد و در دو امر اخير اعتقاد كند كه دست خدا است . دليل گفته ما جمله * ( « وَبِذلِكَ أُمِرْتُ » ) * است كه به يك لسان امر مىكند همه آن امور را براى خداى سبحان قرار دهد ، و از آن برنمىآيد كه خواسته است بفرمايد اولى و دومى ( نماز و روزه ) را براى خدا قرار بدهد به اين معنا كه در آن دو اخلاص داشته باشد و زندگى و مرگ را براى خدا قرار بدهد يعنى معتقد باشد كه زندگى و مرگش در دست او است ، از جمله مذكور چنين چيزى برنمىآيد مگر با تكلف و زحمت .
جمله * ( « وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ » ) * دلالت دارد بر اينكه مقصود از « اول » ، اوليت به حسب درجه است نه اوليت به حسب زمان ، زيرا قبل از رسول خدا ( ص ) نيز مسلمانانى بودند ، به شهادت حكايتى كه قرآن كريم از قول نوح نموده كه گفت : « وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » « 1 » و همچنين از قول ابراهيم كه گفت : « أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » « 2 » و از قول او و فرزندش كه گفتند : « رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ » « 3 » و نيز در باره لوط فرموده : « فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » « 4 » و از ملكه كشور سبا حكايت كرده كه گفت :
هامش
( 1 ) و مامور شده‌ام كه از مسلمين باشم . سوره يونس آيه 72 ( 2 ) اسلام آوردم براى پروردگار عالميان . سوره بقره آيه 131 ( 3 ) پروردگارا ما راى دو مسلمان براى خود قرار ده . سوره بقره آيه 128 ( 4 ) پس نيافتيم در آن قريه از مسلمين مگر يك خانواده . سوره ذاريات آيه 42