تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
« 1 » نيز به اين جواب اشاره دارند . * ( « فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ . . . » ) * معناى آيه روشن است ، و در آن رسول خدا را مامور فرمود تا ايشان را به عذاب الهى كه مفرى از آن نيست تهديد كند ، البته نه بطورى كه دچار ياس و نوميدىشان سازد ، بلكه به بيانى كه بترسند و هم در عين حال اميدوار رحمت او بوده باشند . و به همين منظور جمله « * ( ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ ) * » را جلوتر از ذكر عذاب ذكر فرمود . * ( « سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكْنا وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ . . . » ) * احتجاجى است كه كفار بر كفر و تحريم حلال خود كرده‌اند . و در ذيل آن جواب داده كه اولا شما در آنچه كه مىگوييد و به آن احتجاج مىكنيد عالم نيستيد ، و جز به ظن و تخمين اعتماد نداريد . و ثانيا حجتى را كه ذكر كرده‌ايد گو اينكه در جاى خود مطلب صحيحى است و قرآن هم در آيات بسيارى آن را خاطر نشان ساخته و ليكن مدعاى شما را تصحيح نمىكند ، چون شما مىخواهيد با اين مطلب شرك و تحريم حلال خود را اثبات نموده و بگوييد خداوند شرك و تحريم حلال ما را امضاء فرموده و ديگر هيچ باكى بر ما نيست ، و چنين استدلال كنيد كه اگر خداوند غير اين را از ما مىخواست ما نيز غير اين مىشديم يعنى مشرك نمىشديم و حلال خدا را حرام نمىكرديم و ليكن از آنجايى كه غير اين را از ما نخواسته ما مىفهميم كه او به ما اذن به شرك و تحريم داده است ، پس ما بر شرك و تحريم خود اشكالى نمىبينيم .
و ليكن اين حجت نتيجه مورد نظر ايشان را اثبات نمىكند ، و نتيجه آن بيش از اين نيست كه چون خداوند ترك شرك را از ايشان نخواسته پس ايشان را مضطر و مجبور به ترك شرك نكرده و بس ، و اما ترك شرك اختيارى را هم از ايشان نخواسته نتيجه آن حجت نيست ، پس نمىتوانند قدرت و اختيار بر شرك و ترك شرك را انكار كنند ، چون چنين است خداوند مىتواند ايشان را به سوى ايمان و ترك افتراء دعوت نمايد ، پس حجت بالغه همان حجت خدا است نه حجتى كه ايشان در اين مقام اقامه كرده‌اند ، چون حجت ايشان جز پيروى خيال و تخمين پايه و اساسى ندارد .
هامش
( 1 ) به خاطر ظلمى كه از يهودىها سرزد و نيز به خاطر اينكه مردم را زياد از راه خدا باز مىداشتند ، طيباتى را كه بر آنان حلال بود حرامشان كرديم . سوره نساء آيه 160