تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
* ( « وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه فَيَسُبُّوا اللَّه عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ » ) * « 1 » . در تفسير عياشى از عمرو طيالسى روايت شده كه گفت از امام صادق ( ع ) معناى آيه * ( « وَلا تَسُبُّوا . . . » ) * را پرسيدم ، حضرت فرمود : اى عمرو هيچ ديده اى كسى خدا را دشنام بگويد ؟ عرض كردم خدا مرا فدايت كند چطور مگر ؟ فرمود : مقصود از دشنام به خدا ، دشنام به اولياى خدا است ، زيرا هر كس وليى از اولياى خدا را دشنام دهد خدا را دشنام داده است « 2 » . و در الدر المنثور است كه ابن جرير از محمد بن كعب قرظى روايت كرده كه گفت رسول خدا ( ص ) با قريش در باره نبوت خود گفتگو كرد ، قريش در پاسخش گفتند : موسى براى اثبات نبوت خود عصائى آورد كه به سنگ مىزد آب از آن جوشيدن مىگرفت ، عيسى مرده زنده مىكرد ، ثمود ماده شترى معجزه اش بود ، تو هم اگر پيغمبرى بايد معجزه اى بياورى تا ما تصديقت كنيم . رسول خدا ( ص ) پرسيد چه معجزه اى دوست مىداريد برايتان بياورم ؟ گفتند : كوه صفا را براى ما طلا كن ، فرمود : اگر اين كار را بكنم مرا تصديق مىكنيد ؟ گفتند : آرى ، و اللَّه اگر چنين كارى بكنى مطمئن باش كه همگى ما پيرويت مىكنيم . حضرت از جاى برخاست تا دعا كند و كوه صفا را طلا بگرداند ، جبرئيل نازل شد و عرض كرد : اگر بخواهى طلا مىشود ، و ليكن بايد بدانى كه اگر قومت بعد از ديدن اين معجزه ايمان نياورند ما ايشان را به عذاب دچار خواهيم كرد مگر اينكه آنان را رها كنى تا هر كدامشان خواستند از كفر دست برداشته و توبه كنند . حضرت اين پيشنهاد را قبول كرد ، و معجزه مورد نظر آنان را نياورد ، در باره اين جريان بود كه خدا آيه * ( « وَأَقْسَمُوا بِاللَّه جَهْدَ أَيْمانِهِمْ . . . » ) * را نازل فرموده و بدين وسيله آنان را در وعده اى كه دادند تكذيب نموده خبر داد كه ايشان هرگز ايمان نمىآورند . چون خداوند برايشان غضب كرده و توفيق تشرف به ايمان را از آنان سلب فرموده است « 3 » . مؤلف : داستانى كه در اين روايت سبب نزول آيات بالا تصور شده با ظاهر آنها سازگار نيست زيرا پيش از اين گفتيم كه ظاهر اين آيات اين است كه اينان به آياتى كه به ايشان مىرسد هر چه باشد ايمان نمىآورند و شرك را رها نمىكنند مگر اينكه خدا بخواهد و
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 213 ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 373 ح 80 ( 3 ) الدر المنثور ج 3 ص 39
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 447 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى