خدا هم نخواسته است . و هر گاه ظاهر آيات اين باشد چگونه با سخن جبرئيل در روايت قابل انطباق است كه گفت : اگر بخواهى كوه صفا طلا مىشود سپس اگر ايمان نياوردند دچار عذاب مىشوند و اگر مىخواهى آنان را بگذار تا هر كه از ايشان مىخواهد توبه كند و . . .
پس ظاهر اين است كه اين آيات در معنا با آيه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » مطابق مىباشد ، گويا گروهى از سران شرك پيشنهاد آياتى غير از قرآن كرده بودند و سخت سوگند خورده بودند كه اگر اين آيات فرود آيد ايمان خواهند آورد ، خداى متعال هم ايشان را با اين آيات تكذيب كرد و خبر داد كه هرگز ايمان نمىآورند زيرا خداوند به كيفر كردارشان نخواسته است ايمان بياورند .
در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصارَهُمْ . . . » ) * روايتى از ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) نقل شده كه فرمود : معناى اين جمله اين است كه ما دلهاى ايشان را وارونه مىكنيم بطورى كه پايين آن بالا و بالاى آن پايين قرار گيرد ، و چشمهايشان را كور مىكنيم تا نتوانند راه هدايت را ببينند . آن گاه اضافه كرده كه امام على بن ابى طالب فرمود :
آن مجاهده اى كه شما به وسيله آن زير و رو مىشويد جهاد به دستها ( بدنى ) و جهاد به دلهاست . پس كسى كه دلش معروف را معروف و منكر را منكر نداند دلش زير و رو و پايين و بالا شده و در نتيجه هيچ چيزى را نمىپذيرد « 1 » .
مؤلف : مقصود از زير و رو شدن دل واژگونه گشتن نفس در ادراكات و معكوس شدن آن در صدور احكام به خاطر پيروى هواى نفس و اعراض از عقل سليم است ، آن عقلى كه تقاضاهاى قواى سركش حيوانى را تعديل مىكند .
و در تفسير عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت شده كه در تفسير آيه * ( « وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصارَهُمْ » ) * فرمودند : مقصود از * ( « أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * در جمله * ( « كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِه أَوَّلَ مَرَّةٍ » ) * آن موقعى است كه خداوند از ايشان ميثاق و پيمان گرفت « 2 » .
مؤلف : به زودى بحث در باره ميثاق در تفسير آيه « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . » « 3 » خواهد آمد - ان شاء اللَّه - ولى سابقا در بيان آيه گذشت كه ظاهر سياق اين است كه مراد از آن ايمان نياوردن ايشان به قرآن در اول دعوت است .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 213
( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 374 ، ح 81
( 3 ) سوره اعراف آيه 172