كه لازم مىآيد انسان در كارهاى خودش اختيار نداشته باشد ، و اين همان جبرى است كه مستلزم بطلان نظام امر و نهى ، اطاعت و معصيت ، ثواب و عقاب و فرستادن انبيا و آمدن كتابهاى آسمانى و تشريع شرايع است .
اين اشكال و جوابى است كه عده اى از علما در ذيل آيه ايراد كردهاند ، و غفلت ورزيدهاند از اينكه در بحث خود بين امور حقيقى و واقعياتى كه وجود و تحقق به خود مىگيرند و بين امور اعتبارى كه ثبوت واقعى ندارند و انسان از روى اضطرار و احتياج به زندگى اجتماعى ناچار شده است آنها را تصور يا تصديق نموده و معتبر بشمارد فرق بگذارند ، از اين رو ميان جهات وجودى و عدمى اشيا خلط كردهاند . و ما در بحثى كه در جلد اول اين كتاب راجع به جبر و تفويض گذرانديم تا اندازه اى اين مطلب را روشن ساختيم .
آنچه مناسب است در اينجا در جواب آن دو اشكال بگوييم اين است كه ظاهر جمله « و اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » اين است كه خلقت پروردگار عموميت داشته و هر چيزى را كه اسم « شىء » بر آن صادق است شامل مىشود . از طرفى هم ظاهر جمله « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه » « 1 » اين است كه خوبى و حسن در تمامى مخلوقات وجود دارد . پس ، از مجموع اين دو آيه استفاده مىشود كه جز خدا هر چيزى كه بتوان او را « شىء » ناميد مخلوق خدا است ، و هر چيزى كه مخلوق خدا است متصف به حسن هست ، و خلقت و حسن دو امر متلازم در وجودند .
هر چيزى از جهت اينكه مخلوق خدا است در حقيقت به تمام واقعيت خارجيش داراى حسن است ، و اگر بدى و قبحى بر او عارض شود از جهت نسبتها و اضافات و امور ديگرى است كه خارج از ذات او است و ربطى به واقعيت و وجود حقيقيش كه منسوب به خداى سبحان است ندارد .
بعد از آنكه اين معنا را از تركيب آن دو آيه فهميديم لا جرم هر جا كه در كلام خداى تعالى به ذكر سيئه و ظلم و گناه و امثال آن برمىخوريم بايد بگوييم كه اين معانى عناوينى هستند غير حقيقى ، به اين معنا كه هيچ انسان گنهكارى خودش و گناهش مجموعا مخلوق خدا نيستند ، بلكه تنها خودش مخلوق او است ، و گناهش هيچ انتسابى به خدا و خلقت خدا ندارد ، و اگر مىبينيم بين آن گناه و آن گنهكار رابطه اى است كه بين آن و غير او نيست اين به خاطر وضع يا اضافه يا نسبتى است كه بين آن و بين عملى مشابه آن برقرار است ، و به عبارت ديگر هيچ معصيت و ظلمى نيست مگر آنكه عملى از سنخ خود آن هست كه معصيت و
هامش
( 1 ) آن خدايى كه هر چيزى را به نيكوترين وجه خلق كرد . سوره سجده آيه 7