تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
* ( « وَعُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلا آباؤُكُمْ » ) * مراد از اين علمى كه مىفرمايد : « آموختيد چيزى را كه نه خودتان مىدانستيد و نه پدرانتان » علم عادى نيست ، براى اينكه سياق كلام ، سياق احتجاج و استدلال بر مدعى است . مدعا اين بود كه از لوازم الوهيت پروردگار يكى اين است كه انسان را به سوى سعادتش رهبرى كند ، و براى حصول اين غرض ، انبيايى برگزيده وحى و كتابى به سوى ايشان بفرستد ، و اين مدعا هيچ ربطى به علم عادى به خير و شر زندگى و آن علمى كه آدمى مجهز به وسايل تحصيل آن از حس و خيال و عقل هست ، ندارد . و نيز مقصود از اين جمله اين نيست كه : « خداوند علم به چيزهايى را به شما افاضه فرموده كه شما از ناحيه خود علم به آن نداشتيد » هم چنان كه مقصود از آيه « وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَالأَفْئِدَةَ » « 1 » و آيه « الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ » « 2 » بيان چنان معنايى است ، چون سياق جمله مورد بحث همانطورى كه گفته شد با چنين معنايى سازگار نيست . لا جرم مراد از تعليم چيزى است كه انسان به خودى خود با وسايلى كه مجهز به آن است نمىتواند به آن علم پيدا كند ، و اين همان حقايقى است كه خداوند به انبيا و حاملين وحى خود وحى مىكند ، حال چه به وسيله كتاب و چه بدون آن . از اينجا به خوبى معلوم مىشود كه مخاطبين به اين كلام مشركين نبوده‌اند . براى اينكه مشركين علم به چنين حقايقى را نداشتند ، چون با انبيا و معارف و شرايع آنان سر و كارى نداشتند ، اگر هم از نياكان خود چيزى از عقايد و يا سنن ديگرى از آثار انبيا را به ارث برده بودند ، اعتراف به آن نداشتند ، يعنى معترف نبودند به اينكه فلان سنت گر چه به چندين واسطه باشد به وسيله پيغمبرى از پيغمبران بر بشر عرضه شده و از نياكان آنان به ايشان ارث رسيده ، چنين اعترافى نداشتند تا احتجاج عليه آنان تمام و صحيح بوده باشد ، مشركين بطورى كه خود پروردگار در امثال آيه « وَقالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّه » « 3 » وصفشان كرده ، مردمى جاهل بوده‌اند .
هامش
( 1 ) قرار داد براى شما گوش و چشمان و دلها . سوره نمل آيه 78 ( 2 ) آن كسى كه به قلم تعليم نمود ، و چيزى را به انسان آموخت كه آن را نمىدانست . سوره علق آيه 5 ( 3 ) و مردم نادان اعتراض كردند كه چرا خداوند با ما هم كلام نشود . سوره بقره آيه 118
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 383 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى