تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اجراى مشيتش مىباشد ، و بنا بر اين هيچ يك از اين مخلوقات كه شما به خداييشان مىپرستيد تاثيرى در صفات و افعال صادره از پروردگار من ندارد ، نه به شفاعت ، و نه به نحوى ديگر . زيرا اگر علم خداى تعالى به جميع موجودات محيط نبود ، تصور مىشد كه شفيعى در درگاه او شفاعت نموده ، او را از وجوه و مرجحات عملى و يا مرجحات ترك عملى خبردار سازد و با داشتن چنين تقربى به يكى ضرر و به ديگرى نفع رساند » - آن گاه اضافه كرده است كه : ما اين معنا را براى اين آيه شريفه از ساير آياتى كه متعرض مساله شفاعت و نفى آنند ، مانند آيه « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ » استفاده كرده‌ايم و به نظر ما بهترين معنايى است كه براى آيه شده و تفسير « قرآن به قرآن » است . اين بود كلام مفسر مذكور و خلاصه اش اين است كه جمله * ( « وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً » ) * بيان و تعليلى است براى نترسيدن ابراهيم از هيچيك از موجودات ، چه آلهه مشركين و چه غير آن ، گويا فرموده است : من از ضرر هيچيك از خدايان شما و هيچيك از موجودات ديگر نمىترسم ، زيرا پروردگار من از حال هر موجودى با خبر است ، و در نتيجه خودش به تنهايى و بدون احتياج به شفيع ، هر مخلوقى را كه بخواهد خلق نموده ، و با قدرت مطلقه اى كه دارد خواسته هايش را انفاذ و اجرا مىكند ، پس نيازمند به شفيعى كه او را به آنچه نمىداند تعليم دهد نيست . و ليكن خواننده محترم به خوبى مىداند كه مساله بى اثر بودن شفعا در كارهاى خداوند تنها با سعه علم او اثبات نمىشود ، بلكه همانطورى كه در كلام مفسر مذكور هم ديديد بايد پاى قدرت و مشيت مطلق او نيز به ميان بيايد تا اين ادعا اثبات گردد - و مشيت هم صفت فعل است نه چنان كه اين قائل گمان مىكرد صفت ذات باشد - و حال آنكه در آيه مورد بحث اسمى از قدرت ، و مشيت و اطلاق آن دو برده نشده ، و تنها سعه علم او ذكر شده است . و اما اينكه گفت آيات دال بر نفى شفاعت هم دلالت بر اين معنا دارد ، توهم عجيبى است . زيرا آيات مزبور در مقام اثبات شفاعت به اذن خداى سبحان است ، نه در مقام نفى آن تا تفسير آيه مورد بحث به آن آيات تفسير قرآن به قرآن باشد ، و چگونه مىتوان گفت آيه مورد بحث و آيات شفاعت ، سببيت و تاثير را از عالم مشهود نفى مىكند ، و حال آنكه قرآن كريم از اول تا به آخرش هر بحثى كه مىكند بر مبناى سببيت و بر اساس اصل عمومى عليت و معلوليت است . و ما اين معنا را بارها در خلال اجزاى اين كتاب مدلل و روشن ساخته‌ايم . * ( « وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّه ما لَمْ يُنَزِّلْ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 276 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى